1 .
( فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ )
( بقره : 36 )
« پس شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به درآورد و فرموديم : « فرود آييد ، شما دشمن همديگريد و براى شما در زمين قرارگاه ، و تا چندى برخوردارى خواهد بود » .
فعل « فَأَزَلَّهُمَا » به دو وجه « فَأَزَلَّهُمَا » و « فَأَزَالهُمَا » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « فَأَزَلَّهُمَا » با لام مشدد است ( قاضى ، 1375 ق ، ص 30 ؛ محمد سالم ، 1427 ق ، ج 1 ، ص 16 ) . « أزلَّ » از ريشه « زلل » به معناى به اشتباه انداختن ، يا به خطاكشاندن است . راغب در معناى « الزلَّة » مىگويد : در اصل لغزش پا بدون قصد است ، همچنين به گناهى كه بدون قصد انجام شود ، « زلَّة » مىگويند كه تشبيه به لغزش پاى انسان شده است . راغب
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ »
را با « اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ » به يك معنا مىداند و مىگويد : شيطان بندگان را به طرف گناه كشاند تا دچار لغزش شدند ( راغب اصفهانى ، 1416 ق ، ماده زلل ) .
زجاج دو معنا براى قرائت « فَأَزَلَّهُمَا » بيان كرده است :
1 .
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ »
به معناى « فأكسَبَهما الخطيئة » است . يعنى شيطان گناه و لغزش را براى آن دو فراهم كرد . در اين وجه از معنا ، ضمير « هاء » در « عَنْهَا » به « الشَجَرَة » بر مىگردد . طرفداران اين وجه از معنا ، به آيات
( فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ )
( اعراف : 20 ) و
( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ )
( آل عمران : 155 ) استناد مىكنند ؛ زيرا اين آيات دلالت دارد ، شيطان عمل را براى بندگان زينت داده و آنان را به سمت گناه مىكشاند تا دچار لغزش شوند .
2 .
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ »
مىتواند به معناى « نحاهما » باشد ، يعنى شيطان آن دو را از بهشت دور كرد ( زجاج ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 107 ؛ ازهرى ، 1414 ق ، ج 1 ، ص 147 ) . در اين وجه ، ضمير « هاء » در « عَنْهَا » به « الجنَّة » بر مىگردد . اين وجه معنايى از « أزلَّ » به معناى « زلَّ عن المكان » است و جمله
« فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ »
بر آن دلالت دارد ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 235 ) . بنابراين سياق جملات هماهنگ با معناى دوم است .
البته عده اى استناد قرائت « أزلَّ » را به آيه
( إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا )
( آل عمران : 155 ) و آيه
( فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ )
( اعراف : 20 ) مىدانند كه « استزلَّ » و « ازلَّ » هر دو به معناى به لغزش انداختن است . طبرى « ازلَّ » را به معناى « استزلَّ » مىداند و مىگويد : « عامه « فَأَزَلَّهُمَا » با تشديد لام خوانده اند كه به معناى « استزلهما » است » ( طبرى ، 1412 ق ، ج 1 ، ص 186 ) .
ب ) وجه ديگر قرائت ، قرائت حمزه است كه « فَأَزَالهُمَا » به الف بعد زاء و لام مخفف خوانده است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 211 ) . « فَأَزَالهُمَا » از ريشه « زول » است . راغب « زال الشىء يزول زوالًا » را خارج شدن شىء از مسير خود مىداند و مىگويد : زوال در مورد چيزى گفته مىشود كه قبلا ثابت بوده است ( راغب اصفهانى ، 1416 ق ، ماده زول ) . ابن منظور معناى « أزال » را دور كردن و خارج كردن كسى از جايگاهش مىداند ( ابن منظور ، 2005 م ، ماده زول ) . بنابراين ، قرائت حمزه به معناى دور كردن و راندن است و مرجع ضمير « عَنْهَا » در اين قرائت « الجنَّة »