بررسى نثر صوفيانه در عصر عباسى
فاطمه عارفى فرد « 1 »
كبرى روشنفكر « 2 »
خليل پروينى « 3 »
چكيده
جريان تصوف در اثر عوامل مختلفى در اوايل عصر عباسى ظهور كرده و به مرور شكل منسجمى به خود گرفته و به يك مكتب فكرى تبديل شد . خاستگاه اصلى اين جريان در ابتدا دو حوزه ايران و عراق بود ، چنان كه دو طريقه مهم تصوف نيز متعلق به بغداد و خراسان بودند و مهمترين صوفيه و تاليفات نيز به اين دو حوزه منسوب هستند . طبيعى است كه با ظهور هر مكتبى ، ادبا و متفكرانى كه هدفشان تبيين و ترويج ديدگاههاى آن مكتب است پا به عرصه گذارند . اينان گاه زبان نثر را براى ترويج عقايد خود به كار مىگيرند و گاه از شعر استفاده مىكنند . در مورد صوفيه اين موضوع تا حدى متفاوت بود ؛ از آنجا كه صوفيان اوليه ، چندان به شعر و شاعرى رغبت نداشتند ، اين عقيده تا مدتها در بين صوفيه حاكم بود ، لذا بيشتر آثار متصوفه به زبان نثر نگاشته شد و براى اينكه اين نثر بتواند تمام معانى مورد نظر آنها را انتقال دهد به مرور زمان شاخههاى آن را متعدد و متنوع كردند . متصوفه وراى همه انواع نثرها يك هدف را دنبال مىكردند و آن تربيت انسان كامل بود ، لذا نثر صوفيانه به عنوان ادبى هدفدار مىتواند شاخهاى از ادبيات متعهد به شمار آيد . مفاهيم نثر صوفيانه از ابتداى ظهور تا اواخرعصر عباسى تحولاتى را پشت سر گذاشته كه اين تحولات پيرو مراحلى است كه در تصوف و مفهوم آن رخ داده است . از مهمترين ويژگىهاى نثرهاى صوفيانه گرايش به رمز گرايى است . اين پژوهش بر آن است كه سير تحول تصوف و نثرهاى صوفيانه را در عصر عباسى در ايران و عراق بررسى كند .
كليد واژه : ادبيات عربى ، عصر عباسى ، نثر صوفيانه ، رمزگرايى ، نماد سازى .
هامش
( 1 ) . دانشجوى دكترى زبان وادبيات عرب دانشگاه شهيد چمران اهواز /arefi f 62 @ yahoo . com( 2 ) . دانشيار گروه زبان و ادبيات عرب دانشگاه تربيت مدرس /Krosh anfekr @ gmail . com( 3 ) . دانشيار گروه زبان و ادبيات عرب دانشگاه تربيت مدرس .