عبادت است كه :
« لا صلاة إلا بحضور القلب » . « 1 »
پس خايب و خاسر باشد كسى كه تواند چنان كند كه قضاى حاجت را واجب يا مستحب سازد اوقات عزيز را ضايع گرداند و به بطالت گذراند ، و اگر نمازى كند از بابت امور طبيعى عادت شده ، به رسم عادت به جاى آرد ، و امورى چند از عبادات كه عادت او نشده باشد بر او شاق باشد ، و اگر كند بر سبيل استنكاف كند ، بى شرايط و اركان .
و اعظم عبادات نماز است و در احاديث معتبره واقع است كه از نماز آن قدر مقبول است كه دل بنده با خدا باشد . در نماز . . . شده كه هيچ بار به خاطر او خطور نمى كند به هم مى رسد و از خدا غافل است ، و بر سبيل عادت و افعال طبيعت اين افعال را به جاى مى آورد ، نعوذ بالله من الخسران العظيم .
پس اى غافل ! نيك نظر كن كه در چه كارى و معامله تو با كيست و چه مى كنى ؟ اگر در حضور يكى از سلاطين جور حاضر شوى همگى حواس خود را متوجه او ساخته و غير . . . و ممكن نيست كه به غير او به كسى بپردازى . . . و هر ساعت . . . عملى كه مى كنى و كرده اى مقبول خواهد شد . . .
پس اى غافل ! تو مى دانى كه پيش كه ايستاده اى و گفتگو مى كنى و با كه بر سبيل استهزاء مى گويى كه :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » .
« تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ [ مِنْهُ ] وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ » .
« 2 »
و روز و شب خلايق را بت خود ساخته و از اين . . . مى طلبى و سجده آن مى كنى
هامش
( 1 ) . « إن العبد لا يقبل منه صلاة إلا ما أقبل منها » . ر . ك : وسائل الشيعة ج 5 ص 477 476 باب « تأكد استحباب الاقبال بالقلب علي الصلاة وتدبر معاني القراءة والأذكار » . عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام أنهما قالا : إنما لك من صلاتك ما أقبلت عليه منها ، فان أوهمها كلها أو غفل ، عن أدائها لفت فضرب بها وجه صاحبها .
( 2 ) . مريم : 90 .