تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
بارى - عزّ اسمه - كرده و بسيارى عطاهاى او كرده ، او را حقير دانى ، و بدانى كه تو و هر كه هست از ماسوى الله ، از ملائكه مقربين و انبياء مرسلين و اوصياء صالحين ، در جنب عظمت الله هيچ اند ؛ پس خود را بسنج كه تو چه باشى و كه باشى و عبادت تو چه باشد تا تو رابه سبب آن عجب به هم رسد ؟ ! و ديگر مراعات اوقات خود كنى كه لمحه اى نگذارى كه آن ضايع شود ، كه خسران عظيم است ، و تدارك آن ممكن نيست ؛ زيرا كه آينده باز وقتى است و در آن وقت باز مكلفى به چيزى چند . پس آنچه رفت ، رفت . و ديگر تا توانى سعى كن در اخلاص عمل ، چنان كه خداى تعالى مى فرمايد :
« أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ » .
« 1 »
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » .
« 2 » و اخلاص در عمل آن است كه خالص سازى جميع اعمال خود را از براى خدا ، حتى آن كه عباداتى كه از تو صادر شود نه از براى طمع بهشت باشد و نه از براى خوف دوزخ ؛ چه نزد تحقيق ، عبادت كردنِ خود است نه خدا . حتى آن كه گفته اند كه : ذوق در عبادت شرك است ، فتأمّل . و تا توانى چنان كن كه جميع اعمال خود را از براى خدا كنى ، از اكل و شرب و نوم و غيرها ، حتى قضاء حاجت را ؛ چه مى توان كه او را به نيت ، يا واجب سازد ، به اين كه اين فضلات در بدن سبب ضررى است كه خدا دفع اين ضرر را بر سبيل حتم طلب كرده ، به واسطه آن كه از مقدمات عبادت است ؛ يا مستحب سازد ، به آن كه قصد كند كه تخليه بدن از فضلات سبب آن است كه ابخره فاسده بر سر و دماغ . . . و به سبب آن او را ممكن باشد حضور قلبى كه روح
هامش
( 1 ) . زمر : 3 . ( 2 ) . بينه : 5 .