است كه فوق آن متصوّر نيست ، و همچنين محمد بن يعقوب كلينى ، حتى « 1 » آن كه كلينى كافى را در عرض بيست سال تصنيف نمود ، كه مىخواست كه هر خبرى كه در آنجا نقل كند علم داشته باشد كه از معصوم است .
و بسيار است كه كلينى خبرى را مرسلًا روايت مىكند ، و همان خبر را ابن بابويه يا شيخ طوسى به اسانيد صحيحه كثيره روايت كردهاند در كتب خود . و در روضة المتقين در اكثر جاها به آن اشعار نمودهام .
بلكه بسيار جا هست كه متأخرين علما حكم كردهاند كه در اين باب حديثى نيست ، يا حديث صحيحى نيست به اصطلاح ايشان ، بنده ذكر كردهام احاديث صحيحه اى در آن باب ، وإن شاء الله تعالى به همه اشعار خواهد شد در اين شرح ، چنان كه در روضه به آن اشعار نمودهام ، و استدعاى بنده از فضلا آن است كه آن چه بنده نقل مىكنم به آن رجوع نمايند مكرّر تا خاطر ايشان جمع شود .
و صدوق در آخر اين كتاب ، فهرست كتب [ مشهوره ] را ذكر كرده است ، و از چهار صد كس ، سه چهار كسى كم ، روايت كرده است ، و شايد دو سه كسى را نام برده باشد در فهرست كه در اصل كتاب نام ايشان را ذكر نكرده است . ممكن است كه از آن كتاب ها حديث نقل كرده باشد مرسلًا .
و از جمعى حديث نقل كرده است در اصل ، كه در فهرست ايشان را ياد نكرده است . بنده سند آن را از كتاب هاى صدوق ، و كلينى ذكر كردهام .
و همچنين بسيارى از اخبار را مرسل روايت كرده است و سند آن را ذكر نكرده است ، يا به عنوان فتوا ذكر كرده است ، سندهاى آن را هم يافتهام ، اكثر آن را از كتاب هاى صدوق ، و پاره اى از كلينى يافتهام ، مگر بسيار نادرى كه نيافته باشم و از ده نمىگذرد . و چون خاطر او جمع بوده است ذكر سند نكرده است ، نمىدانست كه چنين
هامش
( 1 ) . در اصل : تا آن كه .