مسافرت كرد و احاديث اهل بيت را از همه جا مىشنيد ، و از جمله آثار اوست صحيفه كامله كه محدثين خراسان داشتند و در عراق نبود ، و بزرگان علماى ما مثل شيخ مفيد و حسين بن عبيدالله و ابن عبدون و غيرهم از او روايت كردهاند ، و غنيمت مىدانستند وجود او را كه احاديث بسيار جمع كرده بود .
و امثال ابن غضائرى جرح او كردند ، از آن جمله ابن غضائرى ذكر كرده است كه ابوالمفضّل وضاع حديث است و احاديث غير معروف بسيار روايت مىكند كه در كتب عراقين نيست و من كتبش را ديدم و در آنجا اسانيد بود و متون نبود و متون بود و اسانيد نبود ، و رأى من آن است كه عمل نكنيد به حديثى كه او روايت كرده باشد و بس . نيكو تفكر كن كه اين شيخ چه گفته است ؟
أولًا معنى ندارد كه شخصى سند فقط را در كتاب نقل كند مگر وقتى كه أولًا حديث را به سندى ذكر كند و بعد از آن سندى ديگر ذكر مىكند و در آخر از جهت اختصار ، مثله مىگويند ، و متّفق اند محدثين كه در چنين حديثى لازم نيست كه مماثلت من جميع الوجوه باشد ، بلكه من حيث المعنى كافى است .
و متون بدون اسانيد ، يا از آن جهت است كه آن حديث در نهايت اشتهار بوده است ، مثل حديث
« إنما الأعمال بالنيّات »
و حديث
« لقد كثرت عليّ الكذّابة »
و امثال اينها ، يا دغدغه در سند دارد و حديث را مرسلًا از جهة تأييد يا حصول تواتر نقل مىكنند ؛ چون احاديث بسيار وارد شده است كه اگر از ما حديثى به شما رسد و شما نفهميد ، نفى آن مكنيد و اگر چه سندش صحيح نباشد ؛ چون ممكن است كه ما گفته باشيم و ردّ بر ما ردّ بر خدا و رسول است .
بلكه اگر يقين دانيم فسق او را نفى نمىتوان كرد ، و حق سبحانه و تعالى فرموده است كه اگر فاسقى خبرى بياورد شما تثبّت كنيد و عمل مكنيد تا ظاهر شود صدق و كذب آن ، نفرموده كه بگوييد دروغ است يا موضوع است ، و به غير از حق سبحانه و تعالى كه مىداند راست و دروغ كسى را ؟ پس معقول است به امثال اين وجوه ، بزرگى
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣٩٧