تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و اگر به واسطه تقيه ، مدح اشقيا كرده باشد دور نيست . مجملًا ، اگر دانشمندى را حالت فهميدن كلام شيخ محى الدين بوده باشد ، مىداند كه فضيلت و حالت او در چه مرتبه بوده است ! چنان كه مولانا جلال دوانى در شرح رساله زوراء اطناب در مدح او كرده ، و همچنين مولانا شمس الدين خفرى ، و همچنين شيخ بهاء الدين محمد ، و مولانا صدرالدين محمد شيرازى ؛ بلكه جميع محقّقين و مدقّقين خوشه چين خرمن اويند . از آن جمله يك جلد فتوحات در استنباط علوم است از قرآن مجيد ، و اشاره به زياده از هزار نوع از علم كرده در آن ، كه بكر است و نرسيده اند به آن مگر بعضى از عارفان . و مولانا جلال [ دوانى ] در شرح زوراء نقل كرده است كه تا محى الدين ظاهر نشد جميع علوم ظاهر نشد . و اكثر شبهات علم و ربط حادث به قديم و غير آن را از كلام محى الدين حل نموده . قطع نظر از آن كه « الحكمة ضالة المؤمن » و « انظر إلى ما قال ، ولا تنظر إلي مَن قال » مقتضى آن است كه هيچ احدى از كلمات حكمت آميز او بى بهره نباشد . و اگر عقول ايشان به بعضى نرسد ، حمل بر قصور ادراك خود بايد كرد . و اگر در مذهب ، بر سبيل نقل از جمعى ، مزخرفى نقل كند ، حمل بر تقيه بايد كرد ، تا از انوار افاضات او مستفيض گردند . و نه آن است كه اين مقالات با عوام است ؛ چه اجماع اين طايفه است كه عوام را جايز نيست نظر كردن در كتب اين طايفه ، چنان كه جايز نيست نظر كردن در كتب حكما ، و ليكن جمعى كه از علوم بهره اى عظيم داشته باشند ، از تصانيف اين طايفه بهره عظيم مى برند ، و لكن المرء عدوّ لما جهل » . « 1 » « شهرت هاى عوام اعتبار ندارد ، و اگر سنّيان بنا بر اعتقاد خود شيعه را سنّى دانند موجب تسنّن آن شيعه نمى شود . . . و حضرت مولانا [ صاحب مثنوى ] در بسيارى
هامش
( 1 ) . صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ج 2 ص 642 643 .