تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
باشند ؛ زيرا كه درك اين معانى فوق عقل است ، و تا نور كشف ، بعد از رياضات بسيار و مجاهدات بى شمار دست ندهد ، بويى از آن نمى توان برد . و شيخ بهاءالدين محمد رحمه الله مجملى از اين معانى بيان كرده است در شرح چهل حديث . و روزى اين حقير از شيخ مرحوم پرسيدم كه حديث كميل كه مستند صوفيه است در وحدت وجود صحيح است ؟ فرمودند كه : از آن گذشته كه شك در آن توان كرد ، و از آن جمله شيخ عبد الرزّاق تصحيح او نموده ، و او از شيخ نور الدين عبدالصمد نطنزى نقل كرده است ، و ايشان از معظم علماى شيعه اند ، و حالات ايشان از آن گذشته كه شرح توان كرد . گفتم كه : شرح فرماييد . گفتند كه : تا كسى رياضات بسيار نكشد به آن نمى توان رسيد . و نقل كرد كه روزى يكى از فضلاى اين شهر كه مولانا خواجه جان نام او بود ، نزد من آمد ، كه من ديشب فكر بسيار كردم تا معنى وحدت وجود را يافتم . من در جواب گفتم كه : آخوند ! پير شما كيست ؟ گفت : پير يعنى چه ؟ گفتم : چند سال است كه شما رياضت كشيده ايد ؟ گفت : هيچ . گفتم : پس اين معنى كه شما يافته ايد غير معنايى است كه صوفيه مى گويند ؛ زيرا كه همه متفق اند كه : اگر كسى پير كامل داشته باشد ، و چهل سال در خدمت او رياضت كشيده باشد ، ممكن است كه بر وى كشف شده باشد . شما كه پير نداريد و رياضت نكشيده ايد ، البته آنچه يافته ايد غير آن چيزى است كه صوفيان مى گويند ؛ نقل مكنيد كه مبادا كار مشكل شود . مطلبش اين بود كه مبادا ما را بايد حكم به كفر و نجاست شما كردن ! و اگر بعضى از سخنان شيخ عطّار يا مولانا را شخصى مطالعه نمايد كه در زهد و موعظه است ، البته نسبت به عوام قصور ندارد ، اگرچه اجتناب اولى است ؛ مبادا كه بلغزد . امّا علما هرچند بيش تر مطالعه نمايند و بيش تر نقل كنند از براى ايشان بهتر است . و اگر در ميان اين گفتگوها زيادتى رفته باشد ، اميد كه نگيرند ، و حمل بر تعصّب و عناد نفرمايند ، بلكه محض رضاى الهى دانند ، فيما تعلم ، هرچند كه خود معترفيم به