و شنيدن ها نفع نمى دهد » . « 1 »
« از استاد خود شيخ بهاء الدين محمد رحمه الله شنيدم كه مى فرمود كه با پادشاه مرحوم شاه عباس أنار الله برهانه ، بر سر قبر امام زاده بسطام رفتيم ، و بعد از زيارت گفتيم كه برويم به زيارت بايزيد . عالمى شيرازى با ما بود گفت : چه مى رويم بر سر قبر اين سنّى ؟ من گفتم كه : شيرازيان ، طعن سنّى بر جبل عامليان نمى توانند زد ، و هنوز بر در خانه هاى شما نوشته است اين بيت :
سنّيان لعن بر امام شما * بر نماز على الدوام شما !
او گفت كه : بايزيد باعث قتل امام زاده شده !
من گفتم : پادشاهم ! بايزيد را علامه حلّى در « شرح تجريد » نقل كرده كه او سقّاى خانه امام جعفر صادق عليه السلام بوده . . .
و بعد از آن حكايات ، شاه عالم پناه را به زيارت بايزيد برديم .
اتفاقاً بر سر قبر بايزيد « مثنوى » ملاى روم گذاشته بود .
من گفتم : پادشاهم ! احوال بايزيد را از ديوان مولانا باز كنيم .
چون باز كرديم در اوّل صفحه اين بيت آمد :
از برون طعنه زنى بر بايزيد * وز درونت ننگ مى دارد يزيد
بعد از آن حال ، شاه فرمود كه : تلقين زيارت شيخ كن . زيارت شيخ كرديم » . « 2 »
مولانا محمد تقى مجلسى و ترويج حديث
مولانا در اجازه به سيد عبدالحسين خاتون آبادى به سال 1069 ق به تلاش طاقت فرساى خود در طلب علوم اهل بيت عليهم السلام اشاره فرموده و مى نويسد :
هامش
( 1 ) . همان ج 2 ص 632 .
( 2 ) . همان ص 616 617 .