تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
و آن كه اكثر اوقات نمىشود از جهت آن است كه اكثر عالميان مانند حيوانات از پدر و مادر خود حركتى و سكونى چند ياد گرفتند ، و از هيچ حركتى خبر ندارند كه از جهت چه چيز است و به چه نحو مىبايد كرد . و جمعى كه پيشتر آمدند و از علما مسائل خود را ياد گرفتند نمىفهمند كه اگر اين عالم ، عالم مىبود چرا او نيز مانند ايشان گرفتار دنياست ، و اوقات خود را صرف لاطايلى چند مىكند ، و اين عالم از آباء و امّهاتش اجهل است . و اندكى كه بالاتر آمد به خاطرش مىرسد كه خود مىبايد رياضت كشيدن تا آدم شود . نمىداند كه هزار مرتبه طعام پختن را ديده است و اگر خواهد كه طعام پزد مصالح را ضايع خواهد كرد ، و مىبيند كه اگر خود با نهايت شعور خواهد كه سواد روشن كند بى ملاى مكتبى ، محال عادى است ، و اگر سواد داشته باشد و پيش خود خواهد كه صرف مير كه فارسى است ياد گيرد عمرى صرف مىبايد كرد تا ياد گيرد يا نگيرد ، و اگر استاد دانايى داشته باشد يك شب همه را ياد مىتواند گرفت . با آن كه آن علم از قبيل تكلّم است كه اطفال متكلّم مىشوند بى معلّم ، و علم سلوك إلى الله علمى است كه حق سبحانه و تعالى پيغمبران و اوصياى ايشان را از جهت تعليم اين علم فرستاده است ، و اگر بدون ايشان ممكن بود ايشان را نمىفرستاد . و بعد از ايشان ، عالم اين علم ، عالم ربّانى است كه در اقوال و افعال ، تابع طريقه حضرات ائمه معصومين صلوات الله عليهم بوده باشد ، و محبت دنيا را از دل خود بيرون كرده باشد ، و عمل به آداب و سنن ايشان نموده باشد ، و دل او به انوار علوم ايشان منوّر شده باشد ؛ زيرا كه عبارات حق ، گاهى موهم معنى چند مىباشد كه آن معنى البته مراد نيست ، مثل عبارت حديث قدسى . اگر جمعى اندكى پيشتر آمدند اين معانى را دانستند ، تحصيل استاد از همه مشكل تر است ؛ چون جمعى كه علماى اين علم اند مختفى اند و شبيه اند در صورت و گفتگوها با ملاحده ، بسيار است كه ملحد مىشوند به نادانى ؛ چون عبارات صوفيه قريب است