تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
چهار فصل ، و آن را توضيح المشربَين وتنقيح المذهبَين نام كرده . و چون مرتِّب ، فصل چهارم را از هر باب كه در بيان محاكمات اوست بسطى داده ، به خاطر اين شكسته رسيد كه آن فصول را محذوف ساخته ، به مقالات مناظرَين اختصاص دهد ، و محاكمه را به مُطالع منصف حواله نمايد » . « 1 » گزيده اى از آراء مولانا محمد تقى در مكتوبات مورد اشاره چنين است : « در اين كه جماعتى كثير غولان راهند و از خدا و رسول خبرى ندارند حرفى نيست ، و بر همه كس لازم است كه از ايشان و از اقوال و افعال ايشان دور بوده باشد . و هميشه غولان راه از طرفين بوده و هستند ، و بر مريد حق سبحانه و تعالى لازم است كه پيروى شخصى كند كه ظاهرش به انوار شرع آراسته باشد ، و باطنش از كدورات نفسانى پيراسته باشد ، و طريقه اهل بيت را شعار و دثار خود ساخته ، لمحه اى از مكايد نفس ايمن نباشد . و اليوم ، اين معنى به غايت كمياب است ، كه : « أوليائى تحت قبائى ، لا يعرفهم غيرى » بلكه مشروع نيست عوام را مطالعه اكثر كتب صوفيه ؛ چون جمعى از متصوّفه سنّى بوده اند ، و شيعه و سنّى به يكديگر مخلوط شده اند ، وشيعيان نيز اظهار تقيه كرده اند . بلكه بر همه ايشان لازم است كه طلب علوم دينيه از علماى فى الله بكنند ، و بعد از تحصيل علوم ، متوجه تصفيه نفس به رياضات و مجاهدات شوند ، در خدمت پير كامل . و [ مشروع نيست ] مهمل سخنان وحدت وجود و غير آن را به زبان جارى سازند ؛ زيرا كه اين سخنان به حسب ظاهر كفر است و زندقه ، و محل هاى او بسيار دقيق است ، و همه كس نمى تواند يافت ، حتى « 2 » آن كه فضلاى علما كه قائل به آن شده اند مثل مولانا جلال و مولانا شمس الدين خفرى و غير ايشان ، معلوم نيست كه فهميده
هامش
( 1 ) . صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ج 2 ص 605 . ( 2 ) . در اصل : تا آنكه .