تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح المقاصد من حكمة عين القواعد يا شرح حكمة العين ( شرح العلامة الحلي ) — صفحة پيشگفتار 15

مساهمون:

صپيشگفتار ١٥
در 1315 ق چاپ شده است .

علامه وفلسفه :

وى در ديباچهء « منتهى الوصول إلى علم الأصول » گويد : در بيست وشش سالگى به نگارشهاى فلسفي خويش پايان دادم وبنگارش أصول وفقه پرداختم ، وليكن چون تاريخ نگارش چندين كتاب كلامي أو پس از 700 ق . ميباشد ، بايد گفت مقصود أو كتب عقلي خالص است نه كتب كلامي وأصول دين . علامه در كتاب حاضر بوسعت اطلاع خويش در فلسفه ميبالد ، چنانكه در ص 275 گويد : « وهكذا يجب ان يحقق » وبكتب عقلي خود ( در ص 133 ) وبكتب كلامي خود در ص 22 حوالت ميدهد . ومكرر باستاد خويش ؛ كاتبى مؤلف أصل حمله كرده است ، چنانكه در ص 50 أو را از اتباع فخر رازي كه « لا يحققون شيئا » شمرده است . ودر ص 165 بتناقض گوئى كاتبى أشارت كرده ؛ كه در ص 55 وحدت را أمرى وجودي شمرده ، ودر ص 165 بآن اعتراض كرده است .

علامه ودو مشرب فلسفي وكلامي :

- مذهب شيعه ومشرب اعتزال تا نيمهء قرن هفتم مانند مهارى براي افسار - گسيختگى خلفا وعوامل مذهبي ايشان يعنى اشعريان وظاهريان بود ، وهمچون عامل محركى براي بيدار كردن خفتگان بشمار ميرفت ، واگر فلسفه وكلام را در دو قطب مخالف قرار دهيم . مىبينيم كه شيعيان همواره بسمت فلسفه وسنيان اشعرى بطرف مخالف ميگرائيده‌اند حملهء أهل سنت بفلسفه را غزالى وفخر رازي در تأليفات خويش بحد أعلى رسانيدند ، ومثل عالي دفاع شيعه أز فلسفه را ميتوان در تأليفات خواجهء طوسي نشان داد . پيداست كه ضديت سنيان با فلسفه ، متكى بدستگاه دولتي وقت ، وبرده‌داران وزمين‌داران بزرگ بوده است ، وبعكس ؛ دفاع معتزله وشيعه از فلسفه ، داراى دو هدف اساسى بود : أولا : ضديت با دستگاه ناحق وغاصب ومبارزه با بىعدالتيها . ثانيا : بيدار كردن مردم ، وپاره كردن تاروپود افكارى كه بوسيلهء دولت وبنام مذهب سنت وجماعت ، مانند تار عنكبوت بر مغزها تنيده بود .
إيضاح المقاصد من حكمة عين القواعد يا شرح حكمة العين ( شرح العلامة الحلي ) — صفحة پيشگفتار 15 | علينقى منزوى / نجم الدين الكاتبي القزويني / على نقى