تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح المقاصد من حكمة عين القواعد يا شرح حكمة العين ( شرح العلامة الحلي ) — صفحة پيشگفتار 17

مساهمون:

صپيشگفتار ١٧
- صحت تناسخ را محتمل مىشمرد ( ص 246 ) . - دربارهء حركت در أجناس عاليه ، حركت در جوهر را مىپذيرد ، ودليل امتناع حركت جوهري را رد ميكند وميرك بخارى در شرح خود اين سخن علامه را پاسخ ميگويد البتة گفتهء علامه بتفصيل گفتار ملا صدرا درين باره نمىرسد ( ص 283 - 284 ) ديده شود . - كاتبى متكلمان را در قول بجزء لا يتجزى رد كرده . وعلامه ، كاتبى وابن سينا را بطرفدارى از متكلمان رد ميكند . ( ص 254 - 256 ) . - كاتبى ابن سينا را در قول بسكون در ميان دو حركت ( رفتن ببالا وبازگشت بپائين ) رد ميكند وعلامه ابن سينا را تأييد كرده است ( ص 292 ) . - تقدم اجزاء حركت را بر يكديگر مانند تقدم اجزاء زمان ، مىداند . اما ميرك بخارى علامه را رد ميكند ( ص 300 ) . - خواجهء طوسي برهان قديم سكون كره زمين را نيز باطل كرده وبرهان جديد آورده است . علامه برهان جديد خواجة را باطل كرده است . ( ص 342 - 343 ) .

فلسفه در خدمت مذهب يا شيوهء متكلمان :

گرچه هميشه يكى از عوامل پيشرفت بشريت اعتقادات مذهبي ومترقى أو بوده است ، اما در برخى موارد معتقدات خرافي نيز موجب عقب‌افتادگى أو را فرآهم ميآورده است . وهمواره بشر كوشيده است تا معتقدات خود را ، أعم از درست ونادرست ، با دليل وبرهان ثابت كند ودرين راه علم وفلسفه را استخدام كرده است . علامه نيز در اين كتاب مانند همهء گذشتگان رفتار كرده است ، چنانكه در ص 101 - 102 اين كتاب گويد : درستى ونادرستى برهان تسلسل براي ما هدف نيست ، بلكه وسيلهء اثبات واجب است ، پس اگر ما دليل ديگر براي آن داشته باشيم ، با تسلسل كارى نداريم . ودر ص 219 اثبات واجب را جزء أعظم اين فن شمرده است . علامه مانند همهء متكلمان ، در همه‌جاى اين كتاب با ايجاد تشكيك در مسائلي كه موضوع علمي روز بشمار بوده است ، ميخواهد در قطعيت قوانين علمي روزگار