گفت : به جهت آنكه چون خلوت شد .
من به او گفتم كه تو به پيرى رسيدهاى يا امير المؤمنين ! اگر اظهار عدالت مىكردى و نيكى در ميان مردم منتشر مىساختى و نظر مىكردى به برادران خود از بنى هاشم وصلهء رحم ايشان مىنمودى ، چه نيكو بود . و اللّه كه در ايشان كسى كه از آن ترسى داشته باشى نمانده .
معاويه گفت : هيهات ! هيهات ! پادشاهى يافت برادر بنى « 1 » تيم ( يعنى ابا بكر ) پس عدالت كرد و كرد « 2 » آنچه كرد ؛ و اللّه كه اندكى نگذشت كه مرد و نام او بر طرف شد و كسى نام نيكيهاى
/ 150 A /
او نمىبرد . گاهى ابو بكرى مىگويند ؛ و پادشاهى يافت برادر بنى « 3 » عدى ( يعنى عمر ) پس سعى كرد و دامن برزد ده سال . و اللّه كه همينكه او مرد ، نام او گم شد و كسى ياد نيكيهاى او نمىكند . بلى گاهى عمرى مىگويند ؛ و بعد از آن پادشاه شد عثمان و آن مردى بود كه كسى مثل او نبود در نسب . پس كرد آنچه كرد و كردند با او آنچه كردند و قدرى نگذشت كه مرد و نام او بر طرف شد و فراموش شد آنچه به او كردند ؛ و برادر بنى هاشم ( و مراد آن ملعون از برادر بنى هاشم ، حضرت رسول بود ) فرياد مىكنيد به نام او هر روز پنج مرتبه در تشهّد نمازهاى پنجگانه و مىگوييد : « أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » . پس ديگرچه عمل صالح باعث نام نيك اين كس مىشود بعد از آنچه دانستى كه خيرات ابو بكر و عمر و عثمان نفعى به حال ايشان نبخشيد . مادرت بميرد اى مغيره ! و اللّه كه ترك اين طريقه نخواهم كرد تا مرا در خاك دفن كنند .
هامش
( 1 ) . س : - بنى .
( 2 ) . س : - كرد .
( 3 ) . س : - بنى .