شمشيرى غير ذو الفقار و نيست جوانى إلّا علىّ . » )
روايت كرده خوارزمى و غير او از محمّد بن ابو رافع كه گفت : ندا كرد منادى روز احد : « لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علىّ . » 516
و اين حديث به چند سند روايت شده .
روايت كرده ابو عمرو « 1 » زاهد به سند خود از ابن عبّاس كه گفت : حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود روزى در حالتى كه مسرور و خوشوقت بود كه : « منم جوانمرد پسر جوانمرد و برادر جوانمرد . » پس اينكه جوانمرد بود ، به جهت آنكه فرزند خليل الرحمن بود كه اللّه تعالى دربارهء او فرمود :
سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
( يعنى : « شنيدم جوانمردى را كه عيب مىكرد اين بتان را و نام او ابراهيم بود » ) و اينكه برادر جوانمرد بود ، به جهت اينكه برادر امير المؤمنين بود و اين معنى كلام جبرئيل است در روز به دركه به آسمان مىبرد حكايت فتح را و خوشحال بود كه : « لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علىّ » . 517
و روايت كرده از ابن عبّاس كه گفت : ديدم اباذر را كه دست به جامهء كعبه زده مىگفت : هركه مرا شناسد ، شناسد ؛ و هركه مرا نمىشناسد « 2 » ،
/ 152 B /
من خود را مىشناسانم . منم ابوذر . اگر روزه داريد تا آنكه مانند زه كمان باريك شويد و نماز گذاريد تا آنكه مانند مردگان شويد ، نفعى نمىدهد اينها شما را تا آنكه دوست داريد علىّ بن ابى طالب را . 518
پس هرگاه روايت كند اين حديث را زاهدترين مردم نزد سنّيان - يعنى ابو عمرو زاهد - چگونه جايز است چشم پوشيدن از آن اگرنه محبّت دنيا چشم او را پوشيده باشد و طلب رياست او را بر اين داشته باشد ؟ !
هامش
( 1 ) . س : أبو عمر .
( 2 ) . س : + مرا .