كه اگر نبود آنچه مىدانى ، هر آينه مىزدم آنچه در اوست چشمهاى تو ( يعنى سرت را ) پس احتراز كن از اين حرفها كه بر تو باد لعنت خدا .
محقن گفت كه : و اللّه تو ظالمترى از من . پس براى چه با او جنگ كردى و مرتبهء او چنين است ؟ !
معاويه گفت : براى اين خاتم و مهرم تا جارى شود به آن امر من .
گفت : همين است عوض غضب و خشم الهى و عذاب دردناك او .
معاويه گفت : اى ابن محقن ! ليكن اميدوارم از اللّه تعالى چيزى را كه تو نمىدانى كه مىفرمايد :
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
( يعنى : « رحمت و آمرزش من فراگرفته همه چيز را . » ) من اميد به رحمت او دارم . 514
و روايت كرده زبير بن بكّار به سند خود تا عمّار بن ياسر كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « وصيّت مىكنم كسانى را كه ايمان به خدا آورده و تصديق من نمودهاند ، به ولايت علىّ بن
/ 151 A /
ابى طالب . هركه موالات با او به جا آورد ، با من به جا آورد ؛ و هركه موالات مرا به جا آورد ، با اللّه تعالى به جا آورده ؛ و كسى كه او را دوست دارد ، مرا دوست داشته ؛ و كسى كه مرا دوست دارد ، پس اللّه تعالى را دوست داشته . 515
بحث سى و هفتم در حديث فتوّت و جوانمردى آن حضرت صلوات اللّه عليه
اجماع كردهاند مردمان تمامى بر اينكه جبرئيل - عليه السلام - در جنگ احد نازل شد و ندا مىكرد : « لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علىّ » ( يعنى : « نيست