تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و اين سخن او در حقّ حضرت رسالت دلالت دارد بر ضعف اعتقاد او به آن حضرت . 513 و روايت كرد زبير به سند خود كه گفت : روزى محقن بن ابى محقن ضبّى بر معاويه داخل شد و گفت : آمده‌ام به سوى تو از نزد لئيم‌ترين عرب و كم اصل‌ترين ايشان و عاجزترين عرب در گفتگو و جبان‌ترين ايشان . معاويه گفت : او كيست يا اخا بنى تيم ؟ ! گفت : علىّ بن ابى طالب . معاويه گفت : بشنويد اى اهل شام ! كه چه مىگويد برادر عراقى شما . پس كدام‌يك از شما مبادرت مىكنيد به فرود آمدن او به نزد خود و اكرام نمودن او ؟ چون مردم متفرّق شدند ، معاويه به او گفت كه : چه گفتى ؟ او ديگر باره آنچه گفته بود ، اعاده كرد . معاويه
/ 150 B /
گفت : واى بر تو نادان ، او چگونه لئيم‌ترين عرب بود و پدر او ابو طالب است و جدّ او عبد المطّلب و زن او فاطمه دختر رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ! و چگونه بخيل‌ترين عرب بود و اللّه كه اگر دو خانه مىداشت ، يكى پر از كاه و ديگرى مملو از طلا ، هر آينه طلا را زودتر صرف مىكرد از كاه ! و چگونه جبان‌ترين عرب بود و اللّه كه هرگز دو لشكر به هم برنخوردند مگر اينكه او فارس و شجاع ايشان بود و هرگز در جنگى نگريخت ! و چگونه عاجزترين عرب است در سخن ؛ و اللّه كه قرار نداد فصاحت را به جهت قريش كسى غير از او و برپاى نخواست مادرى از موضع وضع حمل خود كه لئيم‌ترين و بخيل‌ترين مردم و ترسناكترين و عاجزترين مردمان زنان بوده باشد مگر مادر محقن ؛ و اللّه