بحث سى و دويم در وصف فرمودن حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - را به ياورى و زيارت نمودن او مر حضرت فاطمه را عليها السلام
روايت كرد خوارزمى از ابو سعيد كه حضرت فاطمه - عليها السلام - « 1 » فرمود كه : به خدمت مصطفى رفتم و گفتم : « السلام عليك يا أبت » .
حضرت جواب فرمود : « السلام عليك يا بنيّة » .
گفتم : يا نبىّ اللّه ! و اللّه كه در خانهء علىّ صبح نكردم به هيچ طعام
/ 141 A /
و داخل نشده ميان دو لب او طعام . الحال پنج روز است ، نه گوسفند داريم و نه شتر .
پس به آن سيّده فرمود كه : « نزديك من بيا و دست خود را به پشت من برسان . »
چون دست دراز كرد ، ديد دو سنگ در ميان دو كتف آن حضرت به عمامه بر سينهء مبارك آن حضرت بسته است . حضرت فاطمه فرياد شديدى كرد .
حضرت فرمود كه : « در خانهء محمّد دو ماه است كه آتش افروخته نشده . » پس فرمود كه : « مىدانى منزلهء علىّ را از من ؟ كفايت كرد از من امر مرا و او پسر دوازده ساله بود ؛ و براى من در حضور من شمشير زد و او شانزده ساله بود ؛ و شجاعان را كشت و او هفده ساله بود ؛ و غم از دل من گشود و او بيست و دو ساله بود ؛ و او به تنهايى چنين كرد و حال آنكه با او پنجاه كس ديگر بودند . »
هامش
( 1 ) . س : عليه السلام .