خانههايى خواهيد بود از نى كه نه آزار باشد در آن و نه تعب . »
فاطمه گفت : « يا رسول اللّه ! خانهء نى ، چه چيز است ؟ »
فرمود : « خانهاى از مرواريد ميان تهى به شكل نى كه نه آزار باشد در او و نه تعب . »
پس دست بر دوش آن حضرت زد و فرمود كه : « اى دخترك ! قسم به خدايى كه مرا به حق فرستاد كه شوهر دادم تو را به سيّد دنيا و سيّد آخرت . » 498
بحث سى و سيّم در حال امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - در شب معراج
روايت كرد از ابو عمرو زاهد كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه :
« گذشتم شب معراج بر گروهى كه مىگزيدند و پاره مىكردند اطراف دهان خود را . گفتم : اى جبرئيل ! اين چه گروهند ؟
گفت : ايشان جماعتىاند كه گوشت مردم را مىخوردند به غيبت .
و گذشتم به گروهى كه استغاثه و فرياد مىكردند . گفتم : اى جبرئيل ! اين چه گروهند ؟
گفت كه : اينها كافرانند .
پس از آن راه گرديديم . چون به آسمان چهارم رسيديم ، ديدم علىّ را نماز مىگذارد . گفتم : اى جبرئيل ! علىّ بر ما سبقت گرفته است ؟ !
گفت : اين علىّ نيست .
من گفتم : پس كيست اينكه بر صورت علىّ است ؟