به درستى كه جبرئيل مرا خبر داد به آنچه به شما گفتم . » 493
و روايت كرده از حارث كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « در بهشت درجهاى است كه نام آن وسيله است و آن از پيغمبر خداست و اميدوارم كه آن پيغمبر من باشم . پس هر كار طلب كنيد ، او را به جهت من سؤال كنيد . »
گفتند : يا رسول اللّه ! كه با شما در آنجا سكنى خواهد داشت ؟
فرمود كه : « فاطمه و شوهر او و حسن و حسين - عليهم السلام - . » 494
بحث سى و يكم در قصّهء دينار است
روايت كرده خوارزمى از ابو سعيد خدرى كه روزى حضرت امير المؤمنين محتاج شد احتياجى شديد كه با آن حضرت هيچ نبود . از خانهء مطهّر بيرون آمد .
يك دينار ( يعنى يك اشرفى ) يافت . صاحب او را طلب نمود . كسى را نيافت .
حضرت فاطمه فرمود كه : « باكى بر تو نيست اگر او را بر ذمّهء خودگيرى و به قرض برداشته ، به جهت ما آرد بخرى . »
حضرت بيرون رفتند كه آرد بخرند . مردى برخورد كه آرد داشت و مىفروخت . حضرت فرمود : چهقدر آرد به يك دينار مىفروشى ؟
/ 140 A /
گفت : اينقدر .
فرمود كه : « كيل كن . »
او كيل نمود . حضرت دينار را به او داد . او گفت : و اللّه نمىگيرم .