تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن حضرت فرمودند : « بنشين كه تو برادر و وصىّ و خليفهء من خواهى بود بعد از من . » پس قوم همگى برخواستند و با ابو طالب استهزا مىكردند كه : گوارا باد تو را كه امروز داخل شدى در دين پسر برادرت و او گردانيد پسر تو را بر تو امير و حاكم . 279 و در كتاب مناقب از ابو بريده « 1 » روايت شده كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « هر پيغمبرى را وصىّاى و وارثى بوده . بدرستى كه وصىّ و وارث من ، علىّ بن ابى طالب است . » 280 و در اين كتاب مروى است از انس كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خطاب فرمود به من كه : « يا انس ! اوّل كسى كه داخل مىشود بر تو از اين در ، آن كس امير مؤمنان و سيّد مسلمانان و قائد رو و دست و پا سفيدان است ( يعنى : وضو سازندگان براى نماز ؛ چه در قيامت نور از روى و دست و پاى ايشان ساطع خواهد شد به بركت شستن و مسح نمودن اين اعضا در وضوى نماز ) و خاتم اوصياى پيغمبران خواهد بود . » پس من در خاطر خود دعا مىكردم كه خداوندا ! بگردان اين شخص را يكى از انصار ، و مخفى مىداشتم ما فى الضمير خود را . ناگاه امير المؤمنين آمد . پس حضرت رسول فرمود كه : « يا انس ! چه كس است ؟ » گفتم : علىّ بن ابى طالب است يا رسول اللّه ! آن حضرت خوشحال شده ، برخواستند و او را در بغل گرفتند و عرق روى
هامش
( 1 ) . س : ابى يزيد .