آن سيّده فرمود كه : « أخشى الضّيعة » ( يعنى : « مىترسم از ضايع شدن و بى كسى خود يا رسول اللّه ! » )
آن حضرت فرمود كه : « يا فاطمه ! آيا نمىدانى كه اللّه تعالى نظر كرد بر اهل زمين . پس اختيار كرد در ميان ايشان پدر تو را و به رسالت به خلق فرستاد . پس نظر كرد بار ديگر و اختيار فرمود شوهر تو را و وحى به من فرستاد كه تو را به نكاح او درآورم و او را وصىّ خود قرار دهم ؟ ! آيا ندانستهاى كه به سبب گرامى داشتن اللّه تعالى است مر تو را كه تزويج فرمود تو را به چنين شوهرى كه اعلم و افضل امّت من است ؛ و بيشتر از ايشان است در بردبارى و حلم ؛ و بيشتر از ايشان است در
/ 91 A /
فرمانبردارى و سلم ؟ ! »
پس آن سيّده خندان شد و حضرت رسول خواست كه زياد كند و بيان فرمايد خصايل و فضايلى را كه اللّه تعالى عنايت فرموده بود بر محمّد و آل محمّد . پس فرمود : « كه اى فاطمه ! از براى علىّ هشت دندان است ( يعنى : هشت منقبت و فضيلت است ) :
اوّل و دويم : ايمان آوردن او به خدا و رسول او
سيّم : دانايى او
چهارم : حليلهء جليلهء او كه تو باشى
پنجم و ششم : پسران و سبطين او حسن و حسين
هفتم : امر كردن او به معروف و نيكى مردم را
هشتم : نهى كردن او از بدى و منكر
يا فاطمه ! بدرستى كه ما اهل بيتايم كه عنايت فرموده اللّه تعالى به ما شش