مبارك خود را و عرق
/ 90 A /
روى علىّ را پاك مىنمودند .
امير المؤمنين گفت : « يا رسول اللّه ! امروز تازه تلطّفى و توجّهى فرموديد كه سابق بر اين نفرموده بوديد ! »
رسول اللّه فرمود كه : « چرا چنين نكنم و حال آنكه تو مىرسانى به مردم سخن مرا ؛ و مىشنوانى به ايشان كلام مرا ؛ و تو بيان مىكنى براى ايشان آنچه اختلاف كنند امّت من در آن بعد از من . » 281
و روايت كرده ابو نعيم حافظ كه حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - به مرتضى علىّ - عليه السلام - فرمود كه : « مرحبا بسيّد المسلمين و إمام المتّقين » 282 ( يعنى : « مبارك گرداند و توسعه دهد خداى تعالى احوال تو را اى سيّد مسلمانان و پيشواى متّقيان و پرهيزكاران ! » )
و در كتاب مناقب روايت شده از سلمان فارسى - رضى اللّه عنه - كه گفت :
شنيدم از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كه مىفرمود : « بدرستى كه برادر و وصىّ و وزير من و بهتر كسى كه مىگذارم بعد از خود ، علىّ بن ابى طالب است . » 283
و در همان كتاب روايت شده از ابو ايّوب كه گفت : وقتى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مريض شدند ، حضرت سيّدة النساء ، فاطمة الزهراء به عيادت آن حضرت آمده ، چون ديد كه ضعف و ناتوانى آن سيّد را دريافته ، گريان شد و آب ديدهء مباركش از اطراف روى او در سيلان آمده ، به كنار آن سيّده فروريخت .
آن حضرت ، فرزند دلبند خود را تسليت فرموده ، گفتند كه : « يا فاطمه ! به سبب شرافت تو و گرامى داشتن اللّه تعالى است مر تو را كه تزويج نمودم تو را به كسى