تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مردم از رشك مىگفتند : چه بسيار دراز كشيد راز گفتن آن حضرت با پسر عمّ خود . آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - سخن ايشان را شنيده ، فرمودند كه : « من راز نگفتم ، اللّه تعالى راز مىگفت » 275 ( يعنى : « من به فرمودهء اللّه تعالى راز مىگفتم . » ) و اخبار در اين باب ، زياد از حدّ و حصر است .
بحث نهم در تصريح كردن حضرت
/ 88 B /
رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به خلافت امير المؤمنين عليه السلام احاديث در اين معنا نزد اماميّه متواتر است و جمهور سنّيان نيز احاديث بسيار در اين باب نقل كرده‌اند و ما بعضى را بر سبيل اختصار نقل مىكنيم . خوارزمى روايت كرده از جابر كه نقل كرد از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كه فرمود كه : « چون اللّه تعالى آسمانها و زمينها را آفريد ، پس آنها را خواند و اجابت كردند ، و عرض كرد بر آنها پيغمبرى من و ولايت علىّ بن ابى طالب را ، قبول كردند . پس خلايق را بيافريد و واگذاشت به ما امر دين را . پس نيكبخت كسى است كه به ما نيكبخت شود - يعنى متابعت ما به جا آورد - و بدبخت كسى است كه به ما بدبخت شود - يعنى مخالفت ما ورزد - ماييم حلال‌كنندگان حلال اللّه تعالى و حرام‌كنندگان حرام او . » 276 و روايت كرده ابو سعيد خدرى از سلمان فارسى - رضى اللّه عنه - كه گفت :