مبارك آن حضرت
/ 88 A /
ظاهر و پيدا بود و فرمود كه : « از علىّ چه مىخواهيد ؟
علىّ از من است و من از اويم و آن ولىّ هر مؤمن است بعد از من . » 271
و در همان صحيح نقل شده كه حضرت رسول فرمود كه : « هركه من مولاى اويم ، پس علىّ مولاى اوست . » 272
و در همان كتاب روايت شده كه حضرت سيّد المرسلين و خاتم النبيّين فرمود كه : « خدا رحمت كند علىّ را . بارالها ! بگردان حقّ را با علىّ هر كجا كه بگردد علىّ . » 273
و روايت كرده خطيب فخر خوارزم « 1 » ، حديث غدير خم را و اينكه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - بازوهاى امير المؤمنين را گرفته ، بلند كرد ، چنانچه مردم بياض زير بغل مبارك آن حضرت را مىديدند و هنوز از هم متفرّق نشده بودند كه اين آيهء كريمه نازل شد كه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
( يعنى : « امروز كامل گردانيدم براى شما دين شما را ؛ و تمام كردم بر شما نعمت خود را ؛ و راضى شدم به دين و اسلام شما . » )
پس حضرت مصطفى فرمود كه : « اللّه اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضاى پروردگار به پيغمبرى من و امامت علىّ بن ابى طالب » و بعد از آن فرمود :
« اللّهمّ ! وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله . » 274
و در دو صحيح نسايى و ترمذى روايت شده از جابر كه گفت : حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در روز جنگ طائف علىّ را طلبيد و با او راز گفت .
هامش
( 1 ) . س : خوارزمى .