تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تا روز قيامت و مىگويند كه اين نثار حضرت
/ 74 A /
فاطمه است . اى فاطمه ! بدرستى كه تو را شوهر دادم به بهترين خويشان خود كه سيّد دنيا است ، و در آخرت از صالحين و اتقيا است . » پس آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - دست آن سيّده را به دست آن سيّد داد و فرمود كه : « برويد به خانهء خود » و دعا فرمود كه : « جمع كند اللّه تعالى ميان شما و به اصلاح آورد حال شما را ، و نزديكى مكنيد تا من بيايم نزد شما . » ايشان فرمانبردارى نموده ، هريك به جاى خود نشستند ، و امّهات مؤمنين هم نزد ايشان بودند ، و ميان ايشان و امير المؤمنين پرده حايل بود ، و حضرت فاطمه - صلوات اللّه عليها - با زنان بود . پس حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - تشريف آوردند و امر فرمود به زنان كه به زودى از آن خانه بيرون روند . پس همگى بيرون رفتند مگر اسما بنت عميس كه او ماند . پس چون حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - اراده فرمود كه بيرون روند ، در آنجا سياهى سايهء شخصى به نظر مبارك آن حضرت آمد . پرسيد كه : « تو كيستى ؟ » گفت : اسما بنت عميس . فرمود كه : « من فرمودم به « 1 » شما كه بيرون رويد ، سبب ماندن تو چيست ؟ » گفت : يا رسول اللّه ! مخالفت امر تو نكردم . سبب ، عهدى بود كه به حضرت خديجه كرده بودم . ماندم كه به خدمت تو عرض كنم ؛ و آن‌چنان بود كه در وقت وفات نزد آن سيّده حاضر بودم و او مىگريست .
هامش
( 1 ) . س : - به .
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 189 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى