پس حضرت فاطمه را طلبيده و يك كف آب برداشته ، بر سينهء مبارك آن سيّده ريخت ؛ و ديگرى ميان دو كتف آن حضرت ؛ و يكى بر سر او ريختند ؛ و ديگرى بر بدن او پاشيدند ؛ و او را نزد خود كشيده ، در بغل گرفت و همان دعا فرمود و به آن سيّده فرمود كه از آن آب بياشامد ، و مضمضه و استنشاق كرده ، وضو بگيرد .
پس ظرفى ديگر پر آب طلبيده ، با امير المؤمنين نيز چنين كردند و دعا فرمودند ؛ و بعد از آن در را بر روى
/ 75 A /
ايشان بسته روانه شدند و دعا به جهت ايشان مىكردند تا اينكه داخل حجرهء مطهّره شدند ، و شريك نكرد هيچ احدى را در دعا با ايشان . 229
ابن عبّاس گفت كه : « در شب زفاف فاطمه - عليها السلام - چون او را به خانهء امير المؤمنين مىبردند ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - پيش روى او مىرفت و جبرئيل به جانب راست و ميكائيل به جانب چپ و هفتاد هزار ملك در عقب سر ايشان و تسبيح و تقديس اللّه تعالى مىگفتند تا طلوع صبح . » 230
و اخبار و احاديث در اين و مانند اين بسيار است و اين از اعظم فضايل ايشان است - صلوات اللّه عليهم اجمعين - .
بحث سيّم در مؤاخات و برادرى او با حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله
در كتاب مسند احمد بن حنبل روايت شده از زيد بن ابى ادمىّ كه گفت : داخل شدم بر حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - . امير المؤمنين قصّهء مؤاخات رسول