درستى است . )
« و جودة علم بان ؛ « 1 » فباشروا روح اليقين » ( يعنى : « به خودى خود رفتند به روح و راحت يقين ، و بىواسطه يافتند لذّت يقين را در دين . » )
« و استلانوا ما استعوره المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون . » ( « و نرم شمردند آنچه دشوار گرفتند متنعّمان » و به ناز و نعمت به سربردگان از خشونت ملبس ، و جشوبت مطعم و مصابرت بر صيام و ممارست بر قيام ؛ « و انس و الفت گرفتند به چيزى كه رميدهاند از آن جاهلان و نادانان » از علم و حلم و ذكر و فكر و ساير امور مذكوره . )
« و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى . » ( « مصاحبت و همراهى مىكنند با دنيا به بدنها و جسمهاى خود » نه به نفوس و روحهاى خود ، بلكه « ارواح ايشان آويخته است به محّل اعلى » يعنى عرش برين حقّ تعالى و شيفتهء مشاهدهء جلال اللّه تعالى و فريفتهء كبرياى آن حضرت علىّ اعلىاند . )
« أولئك خلفاء اللّه فى أرضه و الدّعاة إلى دينه . » ( « اين جماعت » كه متصّف به اين صفات و متّسم به اين سماتاند « خلفاى اللّه تعالى و حكمكنندگان اويند در زمين او و خوانندگان مردماند به دين او . » )
« آه آه شوقا إلى رؤيتهم ؛ و نزع يده من يدى و قال : انصرف إذا شئت . » 188 ( يعنى : « دردا ! دردا ! به جهت آرزومندى به ديدار ايشان ؛ و كميل گويد كه بعد از آن ، آن حضرت دست مبارك خود را از دست من كشيد و فرمود كه : باز گرد هر وقت كه خواهى . » )
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : - وجودة علم بان .