حريص است بر دنيا » به استبقاى لذّات او « و فرمانبردار نفس خسيس است بر آرزو و شهوات او . » )
« أو مغرما بالجمع و الإدّخار ، ليسا من رعاة الدّين فى شىء . » ( « يا حريص است بر جمع نمودن مال ؛ و ذخيره كردن آن در زيرزمين » به حرص مال ؛ « و اين هر دو شخص نيستند از رعات دين » متين و حمات شرع مبين اصلا . )
« أقرب شىء بهما الأنعام السائمة . » ( « نزديكترين چيزى از روى مشابهت به اين هر دو حريص بر متاع دنيا ، حيوانات و چهارپايان چراكنندهاند در صحرا . » )
« كذلك يموت العلم بموت حامليه . » ( يعنى : « همچنانكه مذكور شد از يافت نشدن حاملان پسنديده و وجود بردارندگان
/ 60 B /
نكوهيده ، مىميرد علم و مندرس مىشود به موت بردارندگان نيكو سيرت پاكيزه طينت او . » يعنى : علمى كه در سينهء من است ، به موت من خواهد مرد . به جهت آنكه نيافتم كسى را كه متحمّل آن تواند شد كه به او ميراث دهم ، و باقى بماند بعد از من . )
« اللّهمّ ! بلى لا تخلوا الأرض من حجّة له على خلقه « 1 » : إمّا ظاهرا مشهورا و إمّا خائنا مغمورا . » ( اين كلمهء استثنا است ؛ يعنى : « اگرچه اشرار در عالم بسيار است ، ليكن زمين خالى نيست در هيچ زمان از كسى كه حجّت خدا باشد بر خلق او : يا آشكار و مشهور » در وقتى كه متمكّن باشند از اظهار علم و عمل ، مثل آنانى كه ظاهر بودند از ائمّهء اثنا عشر « يا مخفىّ و مستور » به جهت كثرت اعدا و قلّت احبّا ، مانند حجّت منتظره . )
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : من قائم للّه بحجّة .