« لئلّا تبطل حجح اللّه و بيّناته . » ( « تا آنكه باطل نشود حجّتهاى خداوند غفور و دليل هادى روشن او به مضّى قرون و دهور . » و اين كلام صريح است بر وجوب وجود امام به جهت انام به مقتضاى حكمت ملك علّام كه وجود آن لطفى است براى بشر ، و ظهور آن لطفى است ديگر . )
« و كم ذا ؟ » ( اين استبطاء است مر ظهور حضرت صاحب الزّمان را و اظهار غمگين بودن از امتداد مدّت غيبت او و دير رسيدن اوان و زمان دولت او - صلوات اللّه عليه - . )
« و أين أولئك ؟ أولئك - و اللّه - الأقلّون عددا و الأعظمون عند اللّه قدرا . » ( « كجااند آنان كه امامان ديناند ؟ آن گروه - به خدا قسم كه - كمترند به حسب عدّ و شمار ؛ و بيشترند به حسب قدر و اعتبار . » )
« يحفظ اللّه حججه و بيّناته بهم . » ( « نگاه مىدارد اللّه تعالى حجّتها و برهانهاى روشن خود را به وجود فايض الجود ايشان . » چه ايشان حافظان شرع مبين و نگاهدارندگان
/ 61 A /
دين متيناند . )
« حتّى يودّعوها « 1 » نظراءهم و يزرعوها فى قلوب أشباههم . » ( « تا آنكه به امانت مىسپارند حجج و بيّنات الهى را به نظيران بىهمال خود ؛ و مىرويانند آن حجج را به زمين دلهاى اشباه و امثال خود . » )
« هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة » ( « هجوم كرد و به يك بار نازل شد به ايشان علوم ربّانى بر حقيقت و رويّه و انديشه . » زيرا كه علوم ايشان لدنّى و موهبى است ، نه از روى اجتهاد و مكتسبى ؛ و مراد به « حقيقت بصيرت » استبصار
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : يودعوها .