اينكه ايشان به ضعف عقيدت راسخ نيستند در ملّت و مذهب ، بلكه متزلزلند و مذبوب . )
« لم يستضيئوا بنور العلم ، و لم يلجؤوا إلى ركن وثيق . » ( « طلب روشنى نكردهاند كه روشن سازند دلهاى خود را به نور علم و دانش » بلكه ماندهاند در ظلمتآباد جهل و كمخردى و بينش ، « و پناه نبردهاند به سوى اصل استوار با بنياد » كه عبارت از براهين حقّه است براى ملّت و اعتقاد . )
« يا كميل ! العلم خير من المال ، العلم يحرسك و أنت تحرس المال » ( « اى كميل ! علم و دانش بهتر است از مال ؛ چه علم نگه مىدارد تو را » از و بال و نكال ، « و تو حراست و نگهبانى مىكنى مال را » از دزد كمينكننده ، از بيم تباه و زوال . )
« و المال تنقصه « 1 » النفقة و العلم يزكوا على الإنفاق . » ( يعنى : « مال ناقص مىگرداند او را نفقه دادن و خرج كردن ؛ و علم زياد مىشود به انفاق و صرف نمودن . » چه هدايت مردمان به دين خالق و ابانهء تفصيل علوم از براى خلايق ، موجب فتح ابواب علوم است از براى عالم صاحب يقين ؛ و موجب اطّلاع و وثوق اوست به ادلّه و براهين ؛ و منشأ وصول اوست به علوم متفرّقه و استحضار فوايد و نكات متشتّته . )
« و صنيع المال يزول بزواله . » ( « بذل و احسان نمودن مال زايل مىشود به فنا و زوال او » و مؤيّد اين مقال است كلام حضرت ذو الجلال كه فرمود :
قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ
« 2 » يعنى : « متاع و خواستهء دنيا قليل و اندك است . » پس مال دنيا را وصف به قلّت نمود و دانش و علم را به كثرت ذكر فرمود كه :
مَنْ يُؤْتَ / 59 B /
هامش
( 1 ) . س : ينقصه .
( 2 ) . در نهج البلاغه اين عبارت قرآنى وجود ندارد .