و عبر » تا آنكه محترز شدند از آفات آن به فكر و نظر ؛ و محفوظ ماندند از عذاب نيران ؛ و فايز شدند به روضهء جنان . )
« و دار غنى لمن تزوّد عنها « 1 » و دار موعظة اتّعظ بها » ( يعنى : « سراى توانگرى است براى كسى كه توشهء طاعت گرفت از او » براى سفر آخرت خود ؛ « و سراى پند و نصيحت است براى كسى است كه پندپذير شد از موعظت و نصيحت خود » از انقلابات و تغييرات آن . )
« مسجد أنبياء اللّه و مهبط وحيه و مصلّى ملائكته و متجر أوليائه » « 2 » ( « دنيا سجدهگاه پيغمبران خداست ؛ و محلّ فرود آمدن وحىها است ؛ و نمازگاه فرشتگان خدا كه در صفوف مؤمنان نماز گذارند ؛ و جاى تجارت و سوداگرى
/ 58 A /
دوستان حقّ تعالى است . » )
« اكتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنّة . » ( « كه كسب مىكنند در او رحمت الهى را و سود مىبرند در او بهشت نامتناهى را . » )
« فمن ذا يذمّها ؟ » ( « پس كيست آنكه مذمّت كند اين سرا را ؟ » )
« و قد آذنت ببينها ، و نادت بفراقها ، و نعت نفسها و أهلها . » ( « و بتحقيق كه اعلام كرد ايشان را به زبان حال به جدايى و افتراق خود ؛ و ندا كرد ممكنات را به مفارقت و زوال خود ؛ و خبر مرگ داده به نفس خود و اهل خود » به تبديل احوال خود ؛ و اعلام نموده فناى خود را و هلاك اهل خود را . )
« فمثّلت لهم ببلائها إلى البلاء ، و شوّقتهم بسرورها إلى السرور » ( « پس تمثيل و تشبيه كرد براى ايشان به محنت و گرفتاريهاى خود به گرفتاريهاى آن جهان ؛ و
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : منها .
( 2 ) . نهج البلاغه : مسجد أحبّاء اللّه ، و مصلّى ملائكة اللّه ، و مهبط وحى اللّه ، و متجر أولياء اللّه .