فرمود كه : « در بگشا به جهت عمّار پاك و پاكيزه . »
انس در را گشوده ، عمّار داخل شد و سلام كرد .
حضرت جواب باز داده ، فرمود كه : « مرحبا اى عمّار ! خواهد بود در اين امّت بعد از من فتنهها ، تا آنكه شمشير در ميان ايشان كشيده شود و بعضى بعضى ديگر را بكشند و بيزارى جويند از يكديگر . پس چون آن را ببينى ، بر تو باد به ملازمت اين مرد كه دست راست من نشسته ( يعنى علىّ بن ابى طالب . ) پس اگر همهء مردم به يك راه روند و علىّ به راه ديگر ، پس با او رفته ، همگى مردم را واگذار . بدرستى كه علىّ تو را از راه راست برنمىگرداند و به راه باطل نمىبرد .
اى عمّار ! اطاعت علىّ اطاعت من است ، و اطاعت من اطاعت
/ 50 B /
اللّه تعالى . » 173
[ جنگ نهروان ]
و ديگر در جنگ نهروان ؛ و آن جنگ با خوارج بود كه ايشان مارقيناند - يعنى از دين بهدررفتگان چنان كه تير از كمان به در رود - و آنچنان بود كه چون در صفّين اقامهء حكمين شد ، امير المؤمنين - عليه السلام - مراجعت نموده ، به كوفه آمد و در آنجا اقامت فرمود و انتظار مىكشيد كه تا مدّت مصالحهء ايشان با معاويه منقضى شود ، باز به حرب معاودت نمايد .
در اين اثنا ، چهار هزار كس از عبّاد و زهّاد لشكر آن حضرت كناره گرفته ، از كوفه بيرون رفتند و اظهار مخالفت نمودند ، گفتند كه : چون علىّ - عليه السلام - راضى به حكمين شد ، ما از او برگشتيم و حكمى نيست به جز اللّه تعالى و اطاعت نمىكنيم كسى را كه نافرمانى خدا كند .
و قريب به هشت هزار كس ديگر به ايشان ملحق شد . رفتند تا به حروراء