زن و فرزند ايشان را مباح نساختى ؛ جهت چه بود ؟
حضرت - صلوات اللّه عليه - فرمود كه : « جهت آن بود كه ايشان سبقت كرده بودند بر ما به حرب . چون بر ايشان ظفر يافتيم ، قسمت كرديم اموال مقتولين را .
امّا زنان ايشان مؤمنهاند و با ما حربى و نكث عهدى نكرده بودند و گناهى نداشتند ؛ و فرزندان ايشان بر اسلام متولّد شدهاند و مسلمان بودهاند . به چه وجه بر شما حلال مىبودند ؟ ! و پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آزاد مىفرمود و منّت مىگذاشت بر مشركين ، چرا تعجّب مىكنيد اگر منّت گذاشته باشم من بر مسلمين ؟ ! »
دويم : آنكه در صلحنامه لفظ « امير المؤمنين » را محو كردى و خود را از امارت مسلمانان عزل كردى .
فرمود كه : « اقتدا به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كردم كه چون صلح واقع شد ميان آن حضرت و سهيل بن عمرو صلحنامه نوشته شد و او راضى به لفظ « رسول اللّه » نبود ، آن سيّد رسل آن را محو فرمودند . »
سيّم : آنكه به حكمين فرمودى كه : « نظر كنيد به قرآن . اگر من افضل از معاويه باشم ، خلافت را براى من ثابت داريد » و اين اقتضا مىكند كه شكّ داشته باشى در افضليت خود بر معاويه .
جواب فرمودند كه : « اين شكّ نيست بلكه انصاف است ، چنانچه اللّه تعالى فرموده در قضيهء مباهله :
فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
( يعنى : « پس مىگردانيم لعنت خداى را بر دروغگويان » . ) اگر بدل « على الكاذبين » ، « عليكم » مىفرمود ، ( يعنى : « مىگردانيم لعنت
/ 52 A /
خداى را بر شما » ) هر آينه ايشان