تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
رسيدند ؛ مرحب مكمّل و مسلّح زرهى پوشيده و خود
/ 42 A /
بر سر گذاشته و سنگى را سوراخ نموده مثل خود بر سر خود گذاشته ، بيرون آمد و آهنگ حرب آن حضرت نمود . چون دو ضرب و طعنى ميان ايشان ردّ و بدل شد ، حضرت اسد اللّه الغالب ، امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب بر او غالب آمده ، ضربتى بر سر او زد كه از سنگ و مغفر گذشته تا به دندانهاى او رسيد . آن ملعون بيفتاد ، و چون آن حضرت فرمود كه : « من علىّ بن ابى طالبم » رعبى عظيم در دل ايشان افتاده ، جمعى كه با آن ملعون بودند ، هراسان گريخته ، به قلعه متحصّن شدند و در قلعه را بستند . پس آن حضرت - صلوات اللّه عليه - خود را به در قلعه رسانيده ، به زور ولايت آن در را كندند ، و بر روى خندق جسر ساخته ، لشكر اسلام بر روى او گذشتند و قلعه را فتح كرده ، غنيمتها به دست آوردند و چون برگشتند ، به دست مبارك خود در را گرفته ، چند گز راه به دور انداختند ؛ و ثقل و بزرگى آن در به مرتبه‌اى بود كه بيست كس به مدد يكديگر آن در را مىبستند و مىگشودند ؛ و ساير اصحاب هر چند خواستند كه حركت دهند ، نتوانستند تا آنكه هفتاد كس جمع شده برداشتند ؛ و آن حضرت فرمود : « به خدا قسم كه من اين در را به قوّت جسمانى نكندم ، بلكه به قوّت ربّانى كندم » . 161

[ فتح مكه ]

و ديگر در فتح مكّه بود كه اللّه تعالى وعده فرمود پيغمبر خود را به نصرت و فتح ؛ و سورهء مباركهء
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
را فرستاده بود ؛ و در آن روز علم به دست مرتضى علىّ - عليه السلام - بود ، و حضرت رسالت‌پناه فرموده بود كه در مكّه كسى را نكشند ، مگر آنانى كه قصاص بر ايشان لازم باشد سواى چند نفر كه