تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ديدند ، فرصت را غنيمت دانسته ، از راه آن درّه بازگرديدند ؛ و خالد بن وليد به عبد اللّه رسيده ، او را شهيد كرد ؛ و « 1 » از عقب سر مبارك رسول اللّه آمده ، با اصحاب خود گفت كه : اينك آن مردى كه مىخواستيد ، حاضر است نزد شما . كفّار اشرار همگى - كنفس واحدة - حمله‌آور شده ، تير و شمشير و نيزه به كار مىبردند و سنگ مىانداختند تا آنكه سنگى به لب و دندان مبارك رسول اللّه آمده ، خون روان شد و آن حضرت از شدّت درد ، بيهوش شده ، نشستند ؛ و مسلمانان جنگ نموده ، ايشان را از آن حضرت دفع مىنمودند تا آنكه هفتاد كس از اهل اسلام كشته شد . باقى گريختند و حضرت اسد اللّه الغالب ، امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب چنان ثابت‌قدم به نزد آن حضرت بايستاد ، و به ضرب شمشير آبدار شرّ آن كفّار اشرار را
/ 37 B /
از آن حضرت دفع مىفرمود . چون حضرت سيّد كاينات ، چشم مبارك بازكرده ، مرتضى علىّ - عليه السلام - را ديد ، فرمود كه : « يا علىّ ! مردم چه كردند ؟ » عرض كرد كه : « عهد را شكسته ، پشت گردانيدند . » فرمود كه : « كفايت كن از من شرّ اين قوم را . » پس آن حضرت - صلوات اللّه عليه - از هر طرف كه حمله مىكردند آن قوم نافرجام ، دفع مىنمود ايشان را به حسام خون‌آشام تا آنكه سلك جمعيت ايشان را از هم گسسته ، متفرّق شدند . از مسلمانان چهارده نفر به خدمت آن حضرت بازگشته ، باقى به كوه بالا رفتند ؛ و شخصى در مدينه آواز داد كه حضرت رسول اللّه كشته شد . مردم از
هامش
( 1 ) . س : - و .
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 100 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى