چون بيرون آمده به ميدان رفتند ، وليد بن عتبه در برابر آن حضرت آمد و آن مردى شجاع و « 1 » بسيار به جرأت بود . پس آن حضرت او را به جهنّم فرستاد ؛ و بعد از آن عاص بن سعيد بن عاص را كشتند و آن مردى بسيار به هيبت بود ، كه از هيبت و سطوت او كسى را « 2 » جرأت مبارزت او نبود . پس حنظلة بن ابى سفيان را
/ 36 A /
به عقب آن ملعون فرستاد ؛ و ضربتى بر طعيمه « 3 » پسر عدىّ زد ؛ و بعد از ايشان نوفل بن خويلد را - كه از شياطين قريش بود و قريش او را مقدّم و پيشواى خود دانسته ، از او « 4 » اطاعت مىكردند و ابو بكر و طلحه را پيش از هجرت گرفته ، هر دو را به يك ريسمان بسته ، معذّب مىداشت تا آنكه جمعى التماس نموده ايشان را مطلق العنان كرد - مقتول ساخت .
چون حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - دانستند كه نوفل به بدر آمده ، دعا فرمودند كه : « بار الها ! كفايت كن از من شرّ نوفل را . »
چون او كشته شد ، پرسيدند كه : « كسى خبر از نوفل دارد ؟ »
حضرت مرتضى علىّ - عليه السلام - عرض كرد كه : « يا رسول اللّه ! من او را مقتول ساختم . »
حضرت رسالتپناه فرمودند كه : « الحمد للّه كه دعاى من مستجاب شد . »
و حضرت اسد اللّه الغالب ، امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب - صلوات اللّه عليه - گرم حرب شده ، به ضرب شمشير آبدار ، دمار از آن كفّار اشرار برآورده ، يكيك را به جهنّم مىفرستاد ، تا آنكه هفتاد كس ايشان را - كه نصف كشتگان آن روز بود - كشتند ؛ و هفتاد ديگر را باقى مسلمانان با سه هزار فرشته كه به مدد حضرت
هامش
( 1 ) . س : - و .
( 2 ) . س : - را .
( 3 ) . ك : طعن .
( 4 ) . س : - از او .