بحث دويم در جهاد است
اتّفاق دارند همگى اهل اسلام كه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - مجاهدترين مسلمانان
/ 64 B /
بود ؛ و قواعد دين و اركان آن به شمشير آن حضرت استوار و محكم شد ؛ و سبقت نگرفتند در اين امر بر او احدى از سابقين و به او نمىتوانند رسيد لاحقين ؛ و سيف اللّه بود و گشايندهء غموم پيغمبر ؛ و قوىدل بود و قدرت بسيار داشت در اين امر ؛ و در راه دين ، كشش و كوشش بسيار نمود ؛ و بر حملههاى او در حربها تعجّب مىكردند ملائكهء آسمان ؛ و جهاد فرمودند با كافران و مارقان و قاسطان و ناكثان .
روايت كرده احمد بن حنبل در مسند خود كه حضرت امام حسن - عليه الصلاة و السلام - بعد از آنكه پدر بزرگوار ايشان به جوار رحمت ايزدى پيوست ، بر منبر آمد . خطبهاى در نهايت فصاحت و بلاغت ادا فرمود كه مضمونش اين است : « اى گروه مردم ! بدرستى كه مفارقت نمود از شما ديروز مردى كه پيشينيان در عمل بر او سبقت نكردند ؛ و پسينيان به او نخواهند رسيد . حضرت رسول خدا مىفرستاد او را با علم به جنگ ، جبرئيل در طرف راست او بود و ميكائيل به طرف چپ ، و برنمىگشت تا آنكه فتح مىنمود . » 153
و واحدى نقل كرده كه روزى حضرت امير - صلوات اللّه عليه - و عبّاس و طلحه با يكديگر مفاخرت مىكردند .
طلحه گفت : من صاحباختيار خانهء خدايم و كليد آن در دست من است .
و عبّاس گفت : من صاحباختيار زمزمم و سقايت حاجّ با من است .