و جنگهاى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - مشهور است :
اوّل جنگ بدر :
ابو اليقظان گفته كه « بدر » نام مردى بود از قبيلهء غفار از عشاير ابوذر غفارى ؛ و شعبى گفته كه آن چاهى بود كه « بدر » نام مردى او را حفر نموده
/ 35 B /
بود .
و اين جنگ داهيهء عظمى و بليّهء كبرى بود ؛ و اوّل جنگها بود ؛ و در آن امتحانها واقع شد ، چنان كه اللّه تعالى فرموده در آيهء كريمهء
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
( يعنى : « چنان كه بيرون آورد تو را پروردگار تو از خانهء تو به راستى و حقّ ، و بدرستى كه گروهى از مؤمنان راضى نبودند و جدال مىكردند با تو در امر حقّ بعد از آنكه ظاهر شده بر ايشان . گويا كه مىكشيدند ايشان را به سوى مرگ و ايشان مىديدند مرگ را به چشم خود . » )
و اين جنگ بعد از هجده ماه از هجرت حضرت رسول بود از مكّه به مدينه ؛ و عمر امير المؤمنين - عليه السلام - در آن وقت بيست و هفت سال بود .
و مشركان ايستادگى بسيار داشتند در جنگ ، چون خود را كثير و اهل اسلام را قليل ديده بودند و مىدانستند كه بعضى از ايشان به كراهت بيرون آمده بودند .
پس چون صفوف قتال راست شد ، كفّار قريش پيشدستى نموده ، به ميدان آمدند و طلب مبارزى كه كفو و همسر ايشان باشد نمودند .
حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ساير مسلمانان را از جنگ ايشان منع فرمود و گفت كه : « ايشان طلب كفو خود مىكنند . » به امير المؤمنين فرمود كه : « به مبارزت ايشان بيرون رو . »