آن فعل را كه مراد است به سهولت مگر به فعلى كه بكند مريد آن فعل را از غير مشقّتى ، پس اگر نكند مريد آن فعل را ، باشد مريد ناقض غرض خود ؛ و اين بديهى است . مثلا كسى كه خواهد حضور شخصى را « 1 » جهت طعام خوردن و مىداند كه آن شخص حاضر نمىشود تا از عقب او كسى نفرستند ؛ و نزد صاحب طعام عبيد و خدّام هست و هيچ مشقّتى به صاحب طعام نمىرسد در آنكه يكى را از غلامان بفرستد ؛ هر محلّ كه نفرستد « 2 » [ 25 ] به عقب آن شخص كه طعام جهت او طبخ شده ، هرآينه كه او ناقض غرض خود است عقلا ؛ و « 3 » او را سفيه و ناقض مىشمرند ؛ و بيان آنكه باطل است كه اللّه تعالى ناقض غرض خود باشد ؛ جهت آنكه نقض غرض قبيح است عقلا ، و اللّه تعالى منزّه است از قبايح - چنانچه گذشت - پس ثابت شد كه واجب است لطف .
تنبيه : بدانكه قيد كرديم كلام مصنّف را كه آن توقّف غرض مكلّف بر لطف بود ، بر توقّف اتمام « 4 » غرض بر لطف ؛ و قيد كرديم فعل غير را كه مراد است بر فعل غير به سهولت ؛ جهت آنكه كلام مصنّف در لطف مقرّب چيزى است كه موقوف است بر او اتمام غرض نه « 5 » نفس غرض ؛ پس تأمّل كن .
السادس « 6 » : فى أنّه تعالى يجب عليه عوض الآلام الصادرة عنه .
[ مبحث ششم آن است كه هر المى كه عباد را حاصل است كه باعث حصول آن الم واجب تعالى است ابتدائا واجب است عوض آن مر اللّه تعالى را ]
ششم از مباحث عدل آن است كه واجب است بر اللّه تعالى عوض المها كه واقع مىشود از اللّه تعالى ابتدائا بدون سبق استحقاق ، مثل امراض و مثل المى كه حاصل مىشود جهت اخراج زكات « 7 » از براى غير ، و مثل المى كه حاصل مىشود عباد را بهسبب ضررى « 8 » كه از عباد نسبت به غير واقع مىشود ، يا به امر واجب
هامش
( 1 ) . س : - را .
( 2 ) . س : بفرستد .
( 3 ) . س : - و .
( 4 ) . س : تمام .
( 5 ) . س : به .
( 6 ) . س : + انّه .
( 7 ) . س : زكوه .
( 8 ) . س : ضرورى .