تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
اين نيز باطل است . جهت آنكه عقاب اضرار محض است و اضرار قبيح است ؛ و ثابت شد كه اللّه تعالى متّصف به قبح نيست ؛ و مصنّف - قدّس اللّه سرّه - اشاره فرموده به جواب اين نيز : وجه حسنه التعريض للثواب ، أعنى النفع « 1 » المستحقّ المقارن للتعظيم و الإجلال الذى يستحيل الابتداء به . « 2 » و جواب اعتراض آن است كه جهت حسن تكليف - يعنى غرض و باعث بر وجوب تكليف - تعريض خلق است به ثواب . « تعريض » در لغت سخن سربسته گفتن است و اينجا كنايه از آن است كه غرض حصول ثواب است مؤمن و كافر را ، نه آنكه مختصّ باشد حصول ثواب مر مؤمن را ؛ و مىخواهيم ما از ثواب ، نفعى كه متّصف باشد به استحقاق ، و مقارن تعظيم و اجلال باشد . « 3 » بدان‌كه « نفع » جنس است و « 4 » شامل است جميع منافع را . به قيد « استحقاق » بيرون رفت تفضّل ؛ از براى آنكه تفضّل نفعى است به غير مستحقّ ؛ و به قيد « المقارنة للتعظيم و الإجلال » عوض بيرون رفت ؛ و « الذى » صفت كاشفهء نفع مذكور است ؛ يعنى نفع آن‌چنان نفعى است كه محال است ابتدا [ 24 ] به آن نفع به غير واسطهء تكليف ؛ و اين ضرورى است و شكّى نيست كه تعظيم كسى كه مستحقّ آن تعظيم نباشد ، قبيح است نزد عقل . مثال اگر پادشاهى به خاركشى فقير رسد و انعام او كند به آن بسيار ، آن‌را هيچ‌كس قبيح نمىگويد ، بلكه به « 5 » او جود و كرم گويند ، به خلاف آنكه با آن خاركش بنشيند ، عيب او مىكنند « 6 » و او را قبيح مىگويند .
هامش
( 1 ) . س : - النفع . ( 2 ) . س : - الذى يستحيل الابتداء به . ( 3 ) . يعنى ثواب ، نفعى است كه به دليل شايستگى و استحقاق بنده به او مىرسد همراه با اجلال و بزرگداشت او ؛ و چنين نفعى را نمىتوان ابتدائا و بدون غرض به كسى داد . ( 4 ) . س : - و . ( 5 ) . س : - به . ( 6 ) . س : مىكند .
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى ) — صفحة 86 | مؤلف مجهول / اسماعيل تاجبخش