و ثنويّه « 1 » مىگويند كه الم لذاته قبيح است و اين واقع نمىشود مگر از اهل ظلم .
پس جايز نباشد وقوع الم از اللّه تعالى .
و محقّق طوسى - قدّس اللّه سرّه - قبول اين دو مذهب نفرمودهاند و نوعى ديگر بيان كردهاند ؛ و ذكر مضمون كلام ايشان اين است كه بعضى آلام قبيحه است كه صادر است از عباد خاصّه ، مثل ضرب و قتل و اخذ مال به غير حقّ بعضى نسبت به بعضى ؛ و بعضى از آلام حسن است كه صادر است از اللّه تعالى و صادر است از عباد ؛ و علّت حسن او يا آن است كه عباد مستحقّ الماند ، مثل حدود و « 2 » يا آنكه آن الم مشتمل است بر نفع زايد بر الم يا مشتمل است اين الم بر دفع ضررى كه زايد بر الم باشد يا آنكه اين الم بهسبب و « 3 » مقتضاى عادت است ، همچنانكه اللّه تعالى نسبت به ما وقتى كه ما كسى را در آتش اندازيم « 4 » يا آنكه اين الم است بر وجهى كه دفع شود « 5 » المى ، همچنانكه اين الم واقع شود از براى دفع صائل « 6 » . پس هر محلّ كه دانستيم اشتمال الم بر يكى از اين « 7 » امور حكم مىكنيم به حسن الم جزما ، و هيچ شكّى نيست در اين .
و چون كلام مصنّف - قدّس اللّه سرّه - مجمل است كه بيان مىكند بعد از اين ، فقير كثير التقصير اين را مفصّلا ذكر كرده تا مبتدى را اطّلاع باشد بر تفصيل اين [ 26 ] ؛ و اللّه أعلم بالصواب .
و معنى العوض هو النفع المستحقّ الخالى من المشقّة عن تعظيم و إجلال و إلّا لكان ظلما ، تعالى اللّه عن ذلك .
بدانكه كلام در اينجا در حقيقت عوض است و در وجوب عوض بر اللّه تعالى
هامش
( 1 ) . س : تنويه .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . س : - و .
( 4 ) . يعنى مطابق عادت و سنّت جاريهء الهى است ، مثل سوختن به آتش .
( 5 ) . س : باشد .
( 6 ) . صائل : حملهكننده .
( 7 ) . س : - از اين .