و از آنچه خبر داده است نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - وجوب توبه است از گناه ، چنانچه در قرآن واقع است :
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
« 1 » .
تنبيه : بدانكه توبه به معنى رجوع است از ذنب در زمان حال و عزم است بر ترك در استقبال ؛ و عقل نيز دلالت مىكند بر وجوب توبه . از جهت آنكه توبه دافع ضرر است كه بهسبب معصيت واقع مىشود ؛ و دفع ضرر واجب است . پس همچنين آنچيز كه مندفع شود بهسبب آنچيز ، واجب است ؛ و نيز بدانكه مكلّف اگر بر هر فعلى قبيح نادم باشد يا « 2 » بهسبب اخلال به واجبى كه صادر شود از او ، هر آينه كه آن « 3 » توبه است ؛ [ 46 ] و در حديث واقع است : « النّدم توبة » . پس توبه واجب است ؛ و واجب است كه توبه از فعل قبيح و اخلال به واجب باشد ، نه از براى شىءاى ديگر ؛ مثلا اگر كسى نادم باشد از معصيتى از براى حفظ صحّت خود يا از براى حفظ هتك حرمت خود ، به حسب حقيقت توبه نيست و او را تائب « 4 » نمىگويند ؛ و اگر توبه از جهت خوف نار باشد توبه ، توبه نيست ؛ و چون دانستى كه ندم بر فعل قبيح يا ندم بهسبب اخلال به واجب مىباشد ، توبه وقتى كه باشد ندم از جهت قبح فعل يا از جهت اخلال به واجب ، لازم آيد صحيح نباشد توبه از بعضى قبايح دون بعضى . از براى آنكه چون نادم باشد بر بعضى از قبيح دون بعضى كافى نيست ، بايد از همهء قبايح پشيمان باشد . « 5 »
و بعضى گفتهاند كه ندامت بر قبح دون قبح ديگر ، صحيح است ، همچنانكه جايز است اتيان به واجبى و ترك واجب ديگر ؛ و بيان اين آن است كه همچنانكه واجب است بر نادم ترك فعل قبيح از براى قبح آن فعل ، همچنين واجب است اتيان به واجبى دون واجب ديگر ؛ و محقّق طوسى - قدّس اللّه سرّه - فرمودهاند كه تمام نيست « 6 » اين قياس بر واجب ؛ از براى آنكه فرق است ميانهء واجب و قبيح ؛ و ترك
هامش
( 1 ) . « بازگرديد به سوى خدا ، بازگشتن ناب . » تحريم / 8
( 2 ) . س : مكلّف .
( 3 ) . س : او .
( 4 ) . س : نايب .
( 5 ) . س : - كافى . . . باشد .
( 6 ) . س : - نيست .