تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و من ذلك الصراط و الميزان و إنطاق الجوارح و تطاير الكتب ؛ لإمكانها فى نفسها ؛ و قد أخبر النبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - الصادق [ 44 ] بها « 1 » ؛ فيجب الاعتراف بها . يعنى از آنچه نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - خبر داده است ، صراط و ميزان و انطاق جوارح و پريدن كتب است . از جهت آنكه اينها همه ممكن است در نفس خود . امّا صراط جهت آنكه مشهور است و آن ، آن است كه صراط جسر « 2 » طويل است دقيق از موى باريكتر و از شمشير برّانتر ؛ و مرور بر آنجا واقع است ؛ و بعضى گفته‌اند كه صراط عبارت است از عمل ردىء مكلّف كه سؤال از آن خواهد شد و مؤاخذه به آن خواهد بود گويا كه مرور واقع است و طويل است از جهت كثرت سؤال از عمل ردىء كه كثير است « 3 » مؤاخذه به آن عمل ردىء ؛ و قصير است از جهت قلّت عمل ردىء و قلّت مؤاخذه « 4 » به آن عمل و امكان هردو ظاهر است . و امّا بيان ميزان ، بدان‌كه ميزان يا آن چيزى است كه از آن وزن مىكنند صحايف اعمال را يا ميزان عبارت است از تقابل حسنات با سيئات ، از براى آنكه ظاهر شود رجحان و مساوات ؛ و امكان هردو قسم ظاهر است . و امّا بيان انطاق جوارح و پريدن نامهء اعمال « 5 » ، بتحقيق كه امكان اين هردو اظهر من الشمس است و احتياج به « 6 » بيان ندارد ؛ و هرمحلّى كه ثابت شد كه اين « 7 » امور ممكن است و نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - صادق است و « 8 » خبر داده است به اين امور ؛ و هرچيزى را كه ممكن باشد و خبر دهد صادق به وقوع آن ، واجب است
هامش
( 1 ) . س : - بها . ( 2 ) . س : جسم . ( 3 ) . س : + و . ( 4 ) . س : + و . ( 5 ) . انطاق جوارح : به سخن آوردن اعضاى انسان . قرآن مىفرمايد :« تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ » ؛پريدن كتب يا نامهء اعمال : در قرآن نامهء اعمال به پرنده‌اى شبيه شده است :« وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ » .( 6 ) . س : - به . ( 7 ) . س : - اين . ( 8 ) . س : - و .