آن شيبه را ، بعد از آن ربيعه ، بعد از آن عاص بن سعيد بن عاص را ، بعد از آن نوفل بن خويلد را و مىكشت مشركين را تا نصف از كفّار كشته شدند ، و در اين مقابله رايت به دست آن حضرت بود .
ديگر غزاى احد بود و رايت مشركين با طلحة بن ابى طلحه بود . پس امير المؤمنين - عليه السلام - طلحه را « 1 » بكشت ؛ و بعد از وى ديگرى را بكشت و مىكشت « 2 » احدى را بعد از واحدى تا آنكه نه نفس كشته شدند ؛ و بعد از آن مشركين منهزم شدند و مسلمين مشغول به غنايم شدند ؛ و چون مسلمانان مشغول به غنايم شدند ، خالد بن وليد با اصحاب خود حمله كردند بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - .
جميع اصحاب گريختند الّا امير المؤمنين - عليه السلام - كه آن حضرت دفع كفّار كرده ، كفّار منهزم گشتند .
ديگر غزاى يوم الاحزاب بود و در اين روز نيز رايت « 3 » بر دست آن حضرت - عليه السلام - بود . نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند در اين روز : « لضربة علىّ خير من عبادة الثقلين . »
و ديگر غزاى خيبر بود و اشتهار جهاد حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - در خيبر ، غيرخفى است . مروىّ است كه چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - محاصره كرد حصن را و رايت به دست امير المؤمنين - عليه السلام - بود و چشم آن حضرت را رمد حاصل شد . پس پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - رايت را به ابا بكر داد ؛ و چون به محاربه رفتند ، ابا بكر با جماعت منهزم شدند . روز ديگر رايت را پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به عمر داد . پس او نيز بگريخت و منهزم شد . پس حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه فردا - إن شاء اللّه - رايت را به مردى مىدهم كه دوست خدا و رسول خداست ، و خدا و رسول خدا او را دوستند ؛ و مكرّر اين را فرمودند . پس چون رايت به امير المؤمنين - عليه السلام - داد ، لشكر كفّار از محاربهء
هامش
( 1 ) . س : - را .
( 2 ) . س : + و .
( 3 ) . س : - رايت .