آن حضرت منهزم شدند و به قلعه رفتند و در را بستند . پس امير المؤمنين - عليه السلام - در را باز كرد و قلع در نمود و در را بر خندق نهاد كه عبور مردم از آنجا بود و چون ظفر واقع شد بر كفّار . پس در را به دست راست برداشت و بينداخت به مسافت بعيد ؛ و بيستروز آن در انداخته بود كه جميع مسلمانان اراده كردند كه در را بردارند و نقل كنند ، نتوانستند ؛ و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - فرمودند :
« ما قلعت باب خيبر بقوّة جسمانية و لكن قلعته بقوّة ربّانية . »
و ديگر غزاى حنين بود ؛ و در آنروز لشكر كفّار بسيار بودند و ابو بكر تعجّب كرد از كثرت كفّار ؛ و ابا بكر گفت : غالب نمىشويم از جهت آنكه لشكر ايشان كماند و لشكر اسلام به تمام منهزم شدند الّا نه نفر كه با پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ماندند . پس ابو خرون بيرون آمد به قتال و حضرت امير المؤمنين او را كشت ؛ و مقاتله به نوعى به آن حضرت كردند كه لشكر كفّار همه منهزم شدند ؛ و در آن ، حضرت امير بسيارى را از مشركين به قتل آورد و آنچه ماندند منهزم شدند .
مسلمانان غنيمت بسيار گرفتند .
و غزوات ديگر « 1 » كه واقع شده است و ذكر آن در اين مختصر مقدور فقير نيست و در كتب سير و تواريخ مذكور است و حضرت نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند :
« لا فتى إلّا علىّ ، لا سيف إلّا ذو الفقار . »
امّا ثانيا : از جهت آنكه امير المؤمنين اعبد ناس بود بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ؛ و اكثر مواظبة بود بركردن عبادت از قيام و صيام و غير اين هردو ؛ و مختصّ بود به اسم عابد ؛ و مشهور است كه جبههء آن حضرت از طول سجده « 2 » مثل ركبهء بعير « 3 » شده بود .
و امّا ثالثا : از جهت آنكه مذكور شد سابقا كه آن حضرت اعلم بود و مرجع جميع اصحاب بود در حلّ مشكلات ، با آنكه عمر مكرّر گفت : « لو لا علىّ لهلك عمر » و
هامش
( 1 ) . س : - ديگر .
( 2 ) . س : - سجده .
( 3 ) . ركبهء بعير : زانوى شتر .