بيان كلام مصنّف قدّس اللّه سرّه .
تنبيه : بدانكه غرض از نصب امام - عليه السلام - اين است « 1 » كه امام لطف است نسبت به مكلّف . اگر امام معصوم نباشد و اقدام كند بر معصيت ، هرآينه امام مغرى باشد از براى مكلّف به معصيت و مبعد باشد از براى مكلّف از طاعت . پس امام لطف نباشد جهت مكلّف ؛ و اين باطل است .
و دليل ديگر [ 34 ] آن است كه امامت از اعظم نعمتها است و قبح معصيت از امام ، اعظم قبايح است به حسب عقل و به حسب نقل . امّا به حسب عقل ، بيان آن ظاهر ؛ و به حسب نقل ، قول اللّه تعالى دليل است بر اين :
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ
« 2 » و حدّ حرّ « 3 » دو « 4 » برابر حدّ عبد است .
پس ظاهر شد كه واجب است عصمت امام - عليه السلام - ؛ و آن جماعت كه قائل به عصمت نيستند ، قول ايشان فاسد است . چرا كه امام معصوم باشد از اوّل تا آخر عمر و منزّه باشد از صغاير و كباير عمدا و سهوا ؛ و عدم ذكر ، از اين جهت « 5 » است كه چون امام قائم - عليه السلام - مقام و نائب مناب نبىّ است - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، پس امام منزّه مىبايد باشد « 6 » از جميع آن چيزها كه پيغمبر از آن منزّه بود ؛ و اين به مقايسه « 7 » معلوم مىشود ، اگرچه ذكر اين اولى بود ؛ و نيز قول اللّه تعالى دالّ است بر اين :
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
« 8 » .
الحمد للّه الذى وفّقنا على ما هدانا و معرفة اللّه تعالى و معرفة النبىّ و الأئمّة الهدى و الإقرار بجميع ما جاء به النبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - .
هامش
( 1 ) . س : - اين است .
( 2 ) . « اى زنان پيامبر ! هريك از شما دچار كار ناشايست آشكار شود ، عذاب او دوچندان مىشود . » احزاب / 30 .
( 3 ) . س : خرد .
( 4 ) . س : - دو .
( 5 ) . س : + آن .
( 6 ) . س : - باشد .
( 7 ) . س : مقابه .
( 8 ) . بخشى از آيهء مباهله ( آل عمران / 61 ) است كه پيامبر در مباهله با مسيحيان ، از امير المؤمنين ( ع ) به عنوان نفس خود ياد مىكند .