- عليه السلام - فعل اللّه تعالى است ، چنانچه گذشت در مبحث نبوّت .
تنبيه : بدانكه مؤيّد اينكه واجب است كه امام - عليه السلام - منصوص عليه باشد از اللّه تعالى به يكى از اين وجوه « 1 » - كه مذكور شد - آن چيزى است كه مروى است از امام محمّد مهدى - عليه السلام - كه آن حضرت در حالت كودكى سؤال كرد از پدر خود امام حسن عسكرى - عليه السلام - كه چه چيز است مانع كه قوم اختيار مىكنند امامى از براى نفسهاى خود ؟ پس امام حسن - عليه السلام - گفتند كه اختيار امام آيا بر مصلح است يا مفسد ؟ حضرت امام محمّد مهدى - عليه السلام - فرمودند : بلكه بر مصلح است . پس حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - فرمودند كه آيا جايز است كه آنچه قوم اختيار مىكنند بر مفسد باشد بعد از آنكه نداند احدى آنچه در دل غير باشد از صلاح و فساد ؟ حضرت امام محمّد مهدى - عليه السلام - فرمودند كه بلى . پس حضرت امام حسن - عليه السلام - فرمودند مؤيّد قول خود واقعهء موسى - عليه السلام - را كه موسى با وفور عقل و كمال علم و نزول وحى بر موسى - عليه السلام - ، اختيار كرد از اعيان قوم خود و وجوه عسكر خود از براى ميقات ربّ خود هفتاد مرد را از كسى كه شكّ نداشت در ايمان ايشان و اخلاص ايشان ؛ و اختيار موسى بر منافقين واقع شد ، چنانچه قرآن ناطق است .
پس دانستيم كه هيچكس را اختيارى نيست كه عالم « 2 » باشد بما يخفى الصدور ؛ و قدر و منزلتى نيست مهاجرين و انصار را بعد از وقوع اختيار انبيا [ 35 ] و ائمّه - عليهم السلام - . اين است حاصل كلام ؛ و مروى است « 3 » از نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - : « من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة » و اين نيز دلالت مىكند بر معرفت امام در زمان او ؛ و معرفت امام حاصل نمىشود از براى جميع امّت مگر به نصّ كسى كه خلاف نباشد در صدق او .
هامش
( 1 ) . منظور دو وجه ، اعلام معصوم و اظهار معجزه است .
( 2 ) . س : عام .
( 3 ) . س : - است .