تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
احوال و افعال امام - عليه السلام - است از براى حصول قرب به طاعت و بعد از معصيت به‌سبب امام - عليه السلام - پس نصب امام عبث باشد و عبث بر اللّه تعالى محال است ، چنانچه گذشت ؛ و حال آنكه طاعت امام واجب است ، چنانچه در قرآن واقع است :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 1 » ؛ پس منتفى است وجوب انكار بر امام ؛ و اگر واجب نباشد انكار بر امام ، ساقط مىشود امر به معروف و نهى از منكر ؛ و سقوط امر به معروف و نهى از منكر محال است ، چنانچه بعد از اين در آخر باب مذكور خواهد شد ، إن شاء اللّه تعالى ؛ و هرچيز كه مستلزم محال است ، محال است . پس « 2 » معصيت امام محال است و واجب است كه امام معصوم باشد . و دليل ديگر آن است كه واجب است كه امام معصوم باشد . جهت آنكه امام - عليه السلام - حافظ است از براى شرع ؛ و هر « 3 » حافظ شرع را ، به آن طريق كه مذكور شد ، واجب است كه معصوم باشد . امّا بيان صغرى جهت آنكه امامت رياست است در دين و دنيا ، چنانچه گذشت ؛ و امّا بيان كبرى - يعنى آن‌كس كه حافظ شرع باشد به اين طريق كه مذكور شد ، واجب است كه معصوم باشد - از براى آنكه كسى كه حافظ شرع باشد ، ناچار است كه امين باشد نزد عباد از تغيّر شىءاى « 4 » از احكام به زيادت و نقصان ؛ كه اگر امين نباشد ، نمىماند وثوق و اعتماد بر قول و فعل او در محلّ اعتماد . . . « 5 » بر قول و فعل امام - عليه السلام - . پس عباد متابعت نكنند ، پس خلل رسد به رياست عامّ و منتفى شود فايدهء امامت ؛ و اين باطل است . « 6 » و دليل بر آنكه واجب است كه امام - عليه السلام - معصوم باشد به حسب نقل ، چنانچه در قرآن واقع است :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
كه مراد به اين « عهد » عهد امامت است . از براى آنكه صدر آيه دالّ بر اين است ، چنانچه گذشت . اين است
هامش
( 1 ) . « از خدا و رسول و صاحبان امر پيروى كنيد . » نساء / 59 . ( 2 ) . س : عدم . ( 3 ) . س : + كس . ( 4 ) . س : شىء . ( 5 ) . نسخهء اساس ناخواناست . ( 6 ) . س : + كقوله تعالىلا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ .