الثالث : الإمام يجب أن يكون منصوصا عليه ؛ لأنّ العصمة من الأمور الباطنة التى لا يعلمها إلّا اللّه ؛ فلا بدّ من تعيين من يعلم عصمته عليه نصّا أو بإظهار المعجزة على يده تدلّ على صدقه . « 1 »
[ سوم در طريق معرفت امام - عليه السلام - است ]
سيم از مباحث خمس ، در طريق معرفت امام - عليه السلام - است . اتّفاق كردهاند خاصّ به آنكه امامت ثابت مىشود به نصّ از اللّه تعالى و « 2 » كسى كه دانا كند او را اللّه تعالى به امامت ، كه آن نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - باشد يا امام .
امّا مذهب اهل سنّت آن است كه ثابت مىشود امامت به بيعت اهل حلّ و عقد .
و موافق ايشان است صالحيّه از زيديّه .
و جاروديّه مىگويند كه امامت ثابت مىشود به خروج هر فاطمى عامّ از عالم زاهد به سيف .
و جمعى ديگر مىگويند كه امامت ثابت است به ميراث ؛ و اين نزد قائلين به امامت عبّاس است .
و مذهب حقّ شيعه آن است كه امام واجب است كه منصوص عليه باشد . از براى آنكه عصمت از امور باطنه است ؛ آنچنان امور باطنه كه او را نمىداند مگر اللّه تعالى كه عالم الغيوب است يا كسى كه اللّه تعالى او را عالم گردانيده باشد به امور باطنه كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - يا امام - عليه السلام - است « 3 » . پس ناچار است از تعيين كسى كه مىداند آنكس عصمت امام - عليه السلام - را كه آنكس نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - و امام - عليه السلام - است ؛ يا به اظهار معجزه بر دست امام - عليه السلام - وقتى كه دعوى امامت كند ؛ و چون دعوى امامت كند و معجزه « 4 » بر دست او ظاهر شود ، دلالت مىكند بر صدق امام . زيرا كه ظهور معجزه بر دست امام
هامش
( 1 ) . س : - تدّل على صدقه .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . س : - است .
( 4 ) . س : + بر دست .